مقاله انگلیسی با ترجمه پیوند دانش مدیریتی و فنی هوش مصنوعی، نوآوری تحول‌آفرین و اقتصاد مدور: نقش ظرفیت تغییر سازمانی و تاب‌آوری مالی

مشخصات مقاله  فهرست مطالب نمونه ترجمه مقاله انگلیسی خرید ترجمه مقالات مرتبط سفارش پروپوزال

سلام دوست من ، توی این پست براتون یه مقاله جدید با موضوع پیوند دانش مدیریتی و فنی هوش مصنوعی، نوآوری تحول‌آفرین و اقتصاد مدور: نقش ظرفیت تغییر سازمانی و تاب‌آوری مالی منتشر کردیم. این مقاله یه مقاله ISI و علمی پژوهشی هست که توی پایگاه  الزویر در سال 2025 منتشر شده. فایل انگلیسی 10 صفحه PDF و فایل ترجمه 36 صفحه WORD و قابل ویرایشه، مثل همیشه مقاله انگلیسی رو می تونید رایگان دانلود کنید. بخش هایی از ترجمه هم براتون رایگان گذاشتم که قبل از خرید ، کیفیت ترجمه رو بررسی کنید. از کیفیت ترجمه هم نگم براتون که مثل همیشه عالییییه. برای خرید ترجمه کامل مقاله روی گزینه خرید و دانلود آنی ترجمه کلیک کنید بعد از پرداخت لینک دانلود بهتون نشون داده میشه، به ایمیلتونم ارسال میشه. اگر سوالی بود می تونید زیر این پست کامنت بزارید سریع جوابتونو میدم.

عنوان فارسی:

پیوند دانش مدیریتی و فنی هوش مصنوعی، نوآوری تحول‌آفرین و اقتصاد مدور: نقش ظرفیت تغییر سازمانی و تاب‌آوری مالی

عنوان انگلیسی:

The nexus of managerial and technical AI knowledge, disruptive innovation and the circular economy: The role of organizational change capability and financial resilience

کد محصول: M1981

سال نشر: 2025

نام ناشر (پایگاه داده): الزویر

نام مجله: Technology in Society

نوع مقاله: علمی پژوهشی (Research articles)

متغیر : دارد

فرضیه:دارد

مدل مفهومی:  دارد

پرسشنامه : ندارد

تعداد صفحه انگلیسی:  10  صفحه PDF

تعداد صفحه ترجمه فارسی:   36 صفحه WORD

قیمت فایل ترجمه شده:  108000 تومان

برای دانلود رایگان مقاله انگلیسی بر روی دکمه ذیل کلیک نمایید

دانلود رایگان مقاله بیس انگلیسی

وضعیت ترجمه: این مقاله به صورت کامل ترجمه شده برای خرید ترجمه کامل مقاله بر روی دکمه ذیل کلیک نمایید (لینک دانلود بلافاصله بعد از خرید نمایش داده می شود)

خرید و دانلود ترجمه ی مقاله انگلیسی

مقالات مرتبط با این موضوع: برای مشاهده سایر مقالات مرتبط با این موضوع (با ترجمه و بدون ترجمه)  بر روی دکمه ذیل کلیک نمایید

مقالات انگلیسی مرتبط با این موضوع جدید

فهرست مطالب

چکیده
1.مقدمه
2. نظریه ها و تدوین فرضیه‌ها
2.1. مهارت‌های مدیریتی هوش مصنوعی و نوآوری تحول آفرین
2.2. مهارت‌های فنی هوش مصنوعی و نوآوری تحول آفرین
2.3. نوآوری تحول آفرین و اقتصاد مدور
2.4. نقش ظرفیت تغییر سازمانی
2.5. نقش تاب‌آوری مالی
2.6. مدل تحقیق
3. روش‌شناسی
3.1. نمونه
3.2. اندازه گیری متغیرها
4. تجزیه و تحلیل داده‌ها و نتایج
5. بحث
6. نتیجه‌گیری، محدودیت‌ها و تحقیقات آتی
منابع

چکیده

مطالعه حاضر با تکیه بر نظریه ظرفیت های پویا، چگونگی تأثیر دانش مدیریتی و فنی هوش مصنوعی (AI) بر نوآوری تحول آفرین و تأثیر آن بر اقتصاد مدور را بررسی می‌کند. همچنین اثرات تعدیل‌کننده ظرفیت تغییر سازمانی و تاب‌آوری مالی بر رابطه بین نوآوری تحول آفرین و اقتصاد مدور را مورد مطالعه قرار می‌دهد. مدل پیشنهادی و فرضیه‌های مرتبط با آن با استفاده از مدل‌سازی معادلات ساختاری حداقل مربعات جزئی (PLS-SEM) مورد آزمون قرار گرفتند. این مطالعه بر اساس داده‌های جمع‌آوری‌شده در دو نوبت از ۲۴۲ نفر از مدیران ارشد، مدیران فناوری اطلاعات و مدیران عملیات شرکت‌های مستقر در یک مرکز کلیدی صنایع فناوری و تولیدی در بغداد انجام شده است. یافته‌ها نشان می‌دهند که دانش مدیریتی و فنی هوش مصنوعی به طور قابل توجهی نوآوری تحول آفرین را افزایش می‌دهند که به نوبه خود اقتصاد مدور را بهبود می‌بخشد. علاوه بر این، قابلیت تغییر سازمانی و تاب‌آوری مالی رابطه بین نوآوری تحول آفرین و اقتصاد مدور را تقویت می‌کنند. این تحقیق با برجسته کردن نقش قابلیت‌های هوش مصنوعی در پرورش نوآوری تحول آفرین و ترویج پایداری از طریق اقتصاد مدور، به حوزه قابلیت‌های هوش مصنوعی کمک می‌کند. علاوه بر این، بینش‌هایی در مورد چگونگی پشتیبانی تاب‌آوری سازمانی و مالی، در کنار مهارت‌ها و دانش هوش مصنوعی، از مدل‌های کسب‌وکار پایدار ارائه می‌دهد. از منظر کاربردی، یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد شرکت‌های فعال در حوزه‌های فناوری و تولید، ضمن تمرکز بر ایجاد ظرفیت‌های سازمانی منعطف و تقویت تاب‌آوری مالی، باید در راستای توسعه‌ی مهارت‌های مدیریتی و فنی مرتبط با هوش مصنوعی سرمایه‌گذاری کنند تا بتوانند از مزایای نوآوری‌های تحول‌آفرین بهره‌مند شده و از اقتصاد مدور حمایت نمایند.

کلیدواژه‌ها: هوش مصنوعی، مهارت‌های مدیریتی و فنی، نوآوری تحول آفرین، تغییر سازمانی، پایداری، تاب‌آوری

ABSTRACT: Drawing on the dynamic capabilities theory, this study investigates how managerial and technical artificial intelligence (AI) knowledge influence disruptive innovation and its impact on the circular economy. It also examines the moderating effects of organizational change capability and financial resilience on the relationship between disruptive innovation and the circular economy. The proposed model and its associated hypotheses were tested using Partial Least Squares (PLS) structural equation modeling (SEM). This study is based on twowave data collected from 242 general, IT, and operations managers in firms located within a central hub for the technology and manufacturing industries in Baghdad. The findings indicate that managerial and technical AI knowledge significantly boost disruptive innovation, which, in turn, enhances the circular economy. Moreover, organizational change capability and financial resilience strengthen the relationship between disruptive innovation and the circular economy. This research contributes to the field of AI capabilities by highlighting their role in fostering disruptive innovation and promoting sustainability through the circular economy. Additionally, it provides insights into how organizational and financial resilience, alongside AI skills and knowledge, can support sustainable business models. Practically, the study underscores the necessity for technology and manufacturing companies to invest in both managerial and technical AI skills while prioritizing robust organizational change capabilities and financial resilience to maximize the benefits of disruptive innovation and support a circular economy.

Keywords: Artificial intelligence, Managerial and technical skills, Disruptive innovation, Organizational change, Sustainability, Resilience

1.مقدمه

کسب‌وکارها به طور فزاینده‌ای اقتصاد مدور را در پاسخ به فشارهای فزاینده ناشی از محدودیت منابع و الزامات نظارتی اتخاذ می‌کنند (خان و همکاران، 2024). کمبود منابع چالش‌های قابل توجهی را در صنایع متعدد ایجاد می‌کند، زیرا منابع محدود مانند مواد معدنی، فلزات و سوخت‌های فسیلی با کاهش مواجه هستند که منجر به نوسانات قیمت و اختلال در زنجیره تأمین می‌شود. این امر مدل خطی سنتی “برداشت، تولید و دفع” را از نظر اقتصادی ناپایدار و از نظر استراتژیک پرخطر می‌سازد. اقتصاد مدور به شرکت‌ها امکان می‌دهد تا استفاده از منابع را بهینه کرده و وابستگی به منابع محدود را کاهش دهند (کاسترو-لوپز و همکاران، 2023؛ گوو و تسینوپولوس، 2023؛ میشرا و همکاران، 2023). علاوه بر این، دولت‌ها به دلیل بحران آب‌وهوا، سیاست‌های زیست‌محیطی سخت‌گیرانه‌تر و اهداف پایداری را اجرا می‌کنند و کسب‌وکارها را مجبور به ارزیابی مجدد مدل‌های عملیاتی خود می‌کنند. اعمال مالیات بر کربن، چارچوب‌های مسئولیت گسترده تولیدکننده (EPR) و الزامات کاهش پسماند، شرکت‌ها را ملزم می‌سازد تا راهبردهای خود را با اهداف پایداری همسو کنند (الحبوسی و همکاران، ۲۰۲۵؛ تیواری و همکاران، ۲۰۲۳)…

1. Introduction Businesses are increasingly adopting the circular economy in response to growing pressures from resource constraints and regulatory demands (Khan et al., 2024). Resource scarcity poses significant challenges in multiple industries as finite resources such as minerals, metals, and fossil fuels face depletion, leading to price volatility and supply chain disruptions. This makes the traditional linear model of take, make, and dispose economically unsustainable and strategically risky. Circular economy enables firms to optimize resource use and reduce reliance on limited inputs (Castro-Lopez et al., 2023; Guo & Tsinopoulos, 2023; Mishra et al., 2023). Moreover, governments are implementing stricter environmental policies and sustainability targets due to the climate crisis, compelling businesses to reevaluate their operational models. Carbon taxes, extended producer responsibility (EPR) frameworks, and waste reduction mandates drive companies to align their strategies with sustainability objectives (Al Halbusi et al., 2025; Tiwari et al., 2023)…

2.نظریه ها و تدوین فرضیه‌ها

نظریه ظرفیت های پویا (تیسی و همکاران، 1997) چگونگی توسعه و تطبیق قابلیت‌های سازمان‌ها برای شکوفایی در محیط‌های در حال تغییر را توضیح می‌دهد، همانطور که در شکل 1 نشان داده شده است. مهارت‌های مدیریتی و فنی هوش مصنوعی برای شناسایی فرصت‌ها و بهره‌برداری از نوآوری تحول آفرین برای کسب مزیت‌های رقابتی ضروری هستند. نوآوری‌های تحول آفرین با ارائه راه‌حل‌های کارآمدتر، مقیاس‌پذیرتر و پایدارتر، ساختارهای بازار سنتی را بازتعریف می‌کنند و نیازمند تغییرات قابل توجهی در تخصیص منابع و فرآیندهای کسب‌وکار هستند. قابلیت تغییر سازمانی نقش حیاتی در اجرای مؤثر این تغییرات ایفا می‌کند، زیرا سازمان‌ها را قادر می‌سازد تا مقاومت را مدیریت کنند، گردش کار را دوباره پیکربندی کنند و ذینفعان را با اهداف مشترک همسو سازند (سگاررا-ناوارو و همکاران، 2016)…

2. Theory and hypotheses development Dynamic Capabilities Theory (Teece et al., 1997) explains how organizations develop and adapt their capabilities to thrive in changing environments, as illustrated in Fig. 1. Managerial and technical AI skills are essential for identifying opportunities and leveraging disruptive innovation to gain competitive advantages. Disruptive innovations reshape traditional market structures by offering more efficient, scalable, and sustainable solutions, necessitating substantial changes in resource allocation and business processes. Organizational change capability plays a critical role in implementing these changes effectively as it enables firms to manage resistance, reconfigure workflows, and align stakeholders with shared goals (Cegarra-Navarro et al., 2016)…

فرضیات

فرضیه 1. یک رابطه مثبت بین مهارت‌های مدیریتی هوش مصنوعی و نوآوری تحول آفرین وجود دارد.
فرضیه 2. یک رابطه مثبت بین مهارت‌های فنی هوش مصنوعی و نوآوری تحول آفرین وجود دارد.
فرضیه 3. یک رابطه مثبت بین نوآوری تحول آفرین و اقتصاد مدور وجود دارد.
فرضیه 4. رابطه مثبت بین نوآوری تحول آفرین و اقتصاد مدور توسط قابلیت تغییر سازمانی تعدیل می‌شود به گونه‌ای که این رابطه زمانی که قابلیت تغییر سازمانی بالا باشد، قوی‌تر خواهد بود.
فرضیه 5. رابطه مثبت بین نوآوری تحول آفرین و اقتصاد مدور توسط تاب‌آوری مالی تعدیل می‌شود به گونه‌ای که این رابطه زمانی که تاب‌آوری مالی بالا باشد، قوی‌تر خواهد بود.

Hypothesis 1. There is a positive relationship between managerial AI skills and disruptive innovation
Hypothesis 2. There is a positive relationship between technical AI skills and disruptive innovation
Hypothesis 3. There is a positive relationship between disruptive innovation and the circular economy
Hypothesis 4. The positive relationship between disruptive innovation and the circular economy is moderated by organizational change capability such that this relationship will be stronger when organizational change capability is high.
Hypothesis 5. The positive relationship between disruptive innovation and the circular economy is moderated by financial resilience such that this relationship will be stronger when financial resilience capability is high.

3.روش‌شناسی

این مطالعه با رویکرد کمی به بررسی روابط بین مهارت‌های مدیریتی هوش مصنوعی، مهارت‌های فنی هوش مصنوعی، نوآوری تحول آفرین، قابلیت تغییر سازمانی، تاب‌آوری مالی و شیوه‌های اقتصاد مدور در بخش‌های فناوری و تولیدی عراق پرداخته است. برای جمع‌آوری داده‌ها از یک روش پیمایشی ساختاریافته استفاده شد که بر متغیرهای کلیدی تمرکز داشته و امکان کمی‌سازی روابط را فراهم می‌کرد. هدف از طراحی پیمایشی، ارائه بینش‌های جامع در مورد چگونگی تأثیر ادغام هوش مصنوعی و نوآوری بر عملکرد سازمانی در چشم‌انداز صنعتی در حال تحول عراق بود…

3. Methodology This study employed a quantitative approach to investigate the relationships between managerial AI skills, technical AI skills, disruptive innovation, organizational change capability, financial resilience, and circular economy practices within Iraq’s technology and manufacturing sectors. A structured survey methodology was utilized to collect data, ensuring a clear focus on key variables and enabling the quantification of relationships. The survey design aimed to provide comprehensive insights into how AI integration and innovation influence organizational performance in Iraq’s evolving industrial landscape….

5.بحث

این مطالعه به بررسی اثرات متقابل بین مهارت‌های مدیریتی و فنی هوش مصنوعی، نوآوری تحول آفرین و تأثیر آن‌ها بر اقتصاد مدور با تمرکز بر بخش‌های فناوری و تولیدی در بغداد، عراق پرداخت. این تحقیق با تکیه بر نظریه قابلیت‌های پویا (تیس و همکاران، 1997)، بررسی کرد که چگونه سازمان‌ها منابع را برای فعالیت در محیط‌های پیچیده و بی‌ثبات، تطبیق، ادغام و پیکربندی مجدد می‌کنند. یافته‌ها نشان می‌دهد که مهارت‌های مدیریتی و فنی هوش مصنوعی محرک‌های مهمی برای نوآوری تحول آفرین هستند و شرکت‌ها را قادر می‌سازند تا به سمت شیوه‌های اقتصاد مدور حرکت کنند که پایداری و ایجاد ارزش بلندمدت را ترویج می‌کنند. سازمان‌ها با استفاده از مهارت های هوش مصنوعی، راه‌حل‌های نوآورانه را تقویت کرده و توانایی خود را برای رسیدگی به چالش‌های فوری زیست‌محیطی و اقتصادی افزایش می‌دهند….

5. Discussion This study explored the interplay among managerial and technical AI skills, disruptive innovation, and their impact on the circular economy, focusing on the technology and manufacturing sectors in Baghdad, Iraq. Drawing on dynamic capabilities theory (Teece et al., 1997), the research examined how organizations adapt, integrate, and reconfigure resources to navigate complex and volatile environments. The findings demonstrate that managerial and technical AI skills are pivotal drivers of disruptive innovation, enabling firms to transition toward circular economy practices that promote sustainability and long-term value creation. By leveraging AI competencies, organizations foster innovative solutions and enhance their ability to address pressing environmental and economic challenges….

6.نتیجه‌گیری، محدودیت‌ها و تحقیقات آتی

این مطالعه دیدگاه‌های ارزشمندی در مورد نقش قابلیت‌های هوش مصنوعی در پیشبرد نوآوری تحول آفرین و تسهیل گذار به اقتصاد مدور ارائه می‌دهد. این تحقیق با بررسی اثرات متقابل پویا بین مهارت‌های مدیریتی و فنی هوش مصنوعی، نوآوری تحول آفرین و شیوه‌های پایداری، به درک عمیق‌تری از چگونگی استفاده سازمان‌ها از هوش مصنوعی برای کسب مزایای رقابتی و در عین حال رسیدگی به چالش‌های زیست‌محیطی و اقتصادی کمک می‌کند…

6. Conclusions, limitations, and future research This study provides valuable perspectives on the role of AI capabilities in driving disruptive innovation and facilitating the transition to a circular economy. By examining the dynamic interplay between managerial and technical AI skills, disruptive innovation, and sustainability practices, the research contributes to a deeper understanding of how organizations can leverage AI to gain competitive advantages while addressing environmental and economic challenges…

شکل 2: مدل مفهومی پیوند دانش مدیریتی و فنی هوش مصنوعی، نوآوری تحول‌آفرین و اقتصاد مدور: نقش ظرفیت تغییر سازمانی و تاب‌آوری مالی
شکل 2: مدل مفهومی پیوند دانش مدیریتی و فنی هوش مصنوعی، نوآوری تحول‌آفرین و اقتصاد مدور: نقش ظرفیت تغییر سازمانی و تاب‌آوری مالی
مقالات مرتبط با این موضوع

مقالات جدید مدیریت

مقالات جدید مدیریت فناوری اطلاعات

مقالات جدید درباره هوش مصنوعی

مقاله جدید در مورد رفتار سازمانی

مقالات جدید در مورد HRM

مقالات جدید درباره نوآوری سازمانی

مقاله جدید در مورد مدیریت تحول

مقاله جدید درباره مهارت شغلی

مقالات جدید مدیریت زیست محیطی

مقالات جدید مدیریت پایداری

مقالات جدید درباره انعطاف پذیری و تاب آوری سازمان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.