خانه / مقالات انگلیسی با ترجمه / حسابداری و اقتصاد / مقالات انگلیسی تولید ناخالص داخلی GDP با ترجمه تخصصی ۲۰۱۹-۲۰۱۸

مقالات انگلیسی تولید ناخالص داخلی GDP با ترجمه تخصصی ۲۰۱۹-۲۰۱۸

دانلود رایگان مقالات انگلیسی ترجمه شده تولید ناخالص داخلی ۲۰۱۸-۲۰۱۹

برای مشاهده جزییات و دانلود مقاله انگلیسی درباره GDP

بر روی عنوان مقاله مورد نظر کلیک نمائید

  1. مقاله انگلیسی ترجمه شده ۲۰۱۹  تاثیر تغییرات زمانی در پیش بینی رشد تولید ناخالص داخلی
  2. مقاله انگلیسی با ترجمه ۲۰۱۹ تجزیه و تحلیل نرخ ارز و تولید ناخالص داخلی (GDP) توسط سیستم استنتاج فازی عصبی تطبیقی (ANFIS)
  3. مقاله ترجمه شده ۲۰۱۴ درآمدهای حسابداری و تولید ناخالص داخلی
  4. مقاله ترجمه شده ۲۰۱۴ امور مالی، بازاریابی، مدیریت و برنامه ریزی استراتژیک
  5. مقاله انگلیسی ۲۰۱۹ عوامل موثر بر ساختار سرمایه بانک های اسلامی در اقتصادهای در حال توسعه
  6. مقاله انگلیسی ۲۰۱۹ توانایی پیش بینی متغیرهای مالی در شرایط اقتصادی متغیر

تولید ناخالص داخلی Gross Domestic Product – GDP

تولید ناخالص داخلی یکی از معیارهای اندازه‌گیری در اقتصاد است. تولید ناخالص داخلی در بر گیرنده مجموع ارزش کالاها و خدمات نهایی است که در طی یک دوره معین، معمولاً یک سال، در یک کشور تولید می‌شود

در میان شاخص‌های اقتصاد کلان، تولید ناخالص داخلی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. زیرا نه تنها به‌عنوان مهم‌ترین شاخص عملکرد اقتصادی در تجزیه و تحلیل‌ها و ارزیابی‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد، بلکه بسیاری از دیگر اقلام کلان اقتصاد محصولات جنبی محاسبه و برآورد آن محسوب می‌گردند.

کل ارزش ریالی محصولات نهایی تولیدشده توسط واحدهای اقتصادی مقیم کشور در دوره زمانی معین ( سالانه یا فصلی ) را تولید ناخالص داخلی می‌نامند.

هریک از محصولات تولید شده در اقتصاد به‌منظور تبدیل به محصول نهایی چندین مرحله را طی می‌کنند. مثلاً نان، به‌عنوان یک محصول نهایی که مستقیماً به مصرف می‌رسد، از مراحلی مانند تولید گندم و آرد می‌گذرد. روشن است که در محصولات پیچیده صنعتی تعداد مراحل تبدیل یا فراوری بیشتر است. بهرحال در برآورد تولید ناخالص داخلی باید ارزش محصول نهایی ( نان ) را مورد استفاده قرار داد، زیرا ارزش آرد در آن مستتر است، چنانکه ارزش گندم بطور ضمنی در آرد وجود دارد. اگر ارزش هر یک از این مراحل را جداگانه در تولید ناخالص داخلی منظور کنیم در واقع ارزش محصولات تولید شده در اقتصاد را بیشتر از میزان واقعی برآورد کرده‌ایم. به همین دلیل در تعریف بالا بر کلمه نهایی تاکید شده است.

تولید ناخالص داخلی معمولاً به‌عنوان شاخص سلامت اقتصاد و همچنین پیمانه استاندارد زندگی کشورها شناخته می‌شود. ازآنجایی‌که نحوه محاسبه GDP برای همه کشورها یکسان است، بنابراین می‌تواند به‌عنوان ابزاری برای مقایسه تولید کشورهای مختلف با دقّت بسیار بالا مورداستفاده قرار گیرد. تعدیل شدن این معیار نسبت به تورم باعث شده تا مقایسه بین تولید ناخالص داخلی فعلی و شاخص های اندازه‌گیری شده از سال‌ها یا فصول قبل امکان‌پذیر شود. در این روش، GDP کشور می‌تواند به‌عنوان درصدی نسبت به سال‌ها یا فصل‌های قبل گزارش شود. همچنین با استفاده از این شاخص در بازه‌های زمانی طولانی میزان رشد یا رکود اقتصادی یک کشور، همچنین تعیین اینکه اقتصاد در بحران است یا خیر، مشخص خواهد شد.

بخشی از محبوبیت تولید ناخالص داخلی به‌عنوان یک شاخص اقتصادی ریشه در اندازه‌گیری ارزش افزوده بخش تولید از طریق پروسه‌های اقتصادی دارد. برای مثال، وقتی کشتی ساخته می‌شود، تولید ناخالص داخلی، ارزش کل کشتی کامل شده را منعکس نمی‌کند؛ بلکه اختلاف بین ارزش کشتی کامل و مواد استفاده‌شده در ساخت آن را نشان می‌دهد. اندازه‌گیری ارزش کل به‌جای ارزش افزوده ممکن است باعث کاهش کارایی این شاخص، خصوصاً در صنایع و بخش‌های تولیدی شود. طرفداران استفاده از شاخص GDP عقیده دارند در صورت عدم استفاده از ارزش افزوده، کارایی این شاخص از بین خواهد رفت و درنتیجه به‌عنوان شاخص شکست یا موفقیت سیاست‌های اقتصادی نیز کاربردی نخواهد داشت. به طور مثال، از سال ۲۰۰۴ تا ۲۰۱۴، GDP فرانسه ۵۳٫۱ درصد افزایش یافته درحالی‌که ژاپن ۶٫۹ درصد افزایش را در همین بازه زمانی تجربه کرد.

انواع تولید ناخالص داخلی

روش‌های مختلفی برای سنجش تولید ناخالص داخلی یک کشور وجود دارد. اما شناخت انواع و کاربردهای آن بسیار مهم است.

تولید ناخالص داخلی اسمی: به عنوان مثال در سال ۲۰۱۵، تولید ناخالص داخلی آمریکا برابر حدود ۱۸ تریلیون دلار بود. این عدد نشان‌دهنده‌ی میزان اسمی تولید ناخالص داخلی آمریکاست؛ زیرا این برآورد خام است و افزایش قیمت نیز در آن لحاظ شده است. در آمریکا، اداره‌ی تحلیل آمارهای اقتصادی (BEA)، هر سه ماه یکبار این برآورد را انجام می‌دهد و هر بار با دریافت داده‌های جدید آن را مورد بازنگری قرار می‌دهد.

تولید ناخالص داخلی واقعی: به منظور مقایسه‌ی سال به سال خروجی‌های اقتصادی، باید تأثیر تورم را از محاسبات خارج نمود. برای این کار، تولید ناخالص داخلی واقعی محاسبه می‌شود که در آن از شاخص ضمنی قیمت استفاده می‌شود. این شاخص نشان می‌دهد که قیمت‌ها نسبت به سال پایه چه مقدار تغییر کرده‌اند. با ضرب شاخص ضمنی قیمت در تولید ناخالص داخلی اسمی، تولید ناخالص داخلی واقعی به دست می‌آید. در این محاسبات ۳ نکته مد نظر قرار می‌گیرد:

درآمد شرکت‌ها و افراد خارج از کشور در محاسبات وارد نمی‌شوند. در نتیجه تأثیر نرخ ارز و سیاست‌های تجاری از محاسبات حذف می‌شود.

تأثیر تورم از محاسبات حذف می‌شود.

تنها محصولات نهایی در محاسبات قرار می‌گیرند. مثلا، اگر یک شرکت تولید کفش، خود به تولید بند کفش نمی‌پردازد، تنها ارزش خود کفش محاسبه می‌شود، نه بند آن.

تولید ناخالص داخلی واقعی از مقدار اسمی آن کمتر است. در سال ۲۰۱۵، این مقدار در آمریکا برابر با حدود ۱۶ تریلیون دلار بود که اداره‌ی تحلیل آمارهای اقتصادی آمریکا آن را بر اساس سال ۲۰۰۹ به عنوان سال پایه محاسبه نموده است.

نرخ رشد: نرخ رشد تولید ناخالص داخلی میزان افزایشی است که در خروجی‌های اقتصادی سه ماهه‌ی یک کشور رخ می‌دهد. این نرخ دقیقا مشخص می‌کند که اقتصاد یک کشور با چه شتابی در حال رشد است. بسیاری از کشورها برای محاسبه‌ی نرخ رشد از تولید ناخالص داخلی واقعی استفاده می‌کنند تا تأثیر اقتصاد در این نرخ حذف شود.

سرانه‌ی تولید ناخالص داخلی: بهترین راه برای مقایسه‌ی کشورها از نظر میزان تولید ناخالص داخلی است؛ زیرا برخی از کشورها به این علت دارای خروجی‌های اقتصادی بزرگی هستند که جمعیت بیشتری دارند. برای داشتن مقایسه‌ای صحیح، نیاز به سرانه‌ی تولید ناخالص داخلی است. این معیار از تقسیم تولید ناخالص داخلی واقعی بر تعداد ساکنان یک کشور به دست می‌آید و مشخص‌کننده‌ی استاندارد زندگی در یک کشور است.

تفاوت با تولید ناخالص ملی (GNP)

تفاوت تولید ناخالص داخلی با تولید ناخالص ملی (Gross National Product) در این است که تولید ناخالص ملی شامل ارزش تمامی کالاها و خدماتی است که توسط شهروندان یک کشور، در سراسر دنیا تولید می‌شود. در صورتی که تولید ناخالص داخلی ارزش تمامی کالاها و خدماتی است که در «درون یک کشور» تولید می‌شود.

تأثیرات تولید ناخالص داخلی

سرمایه‌گذاران دائما نرخ رشد را رصد می‌کنند تا بتوانند تخصیص دارایی‌های خود را همگام با سرعت تغییرات تنظیم نمایند. علاوه بر این، سرمایه‌گذاران نرخ رشد کشورها را مقایسه می‌کنند تا ببینند بهترین فرصت‌های سرمایه‌گذاری در کدام کشورها فراهم است. بسیاری از آنها دوست دارند سهام شرکت‌هایی را خریداری کنند که سرعت رشد بالایی دارند.