خانه / مقالات انگلیسی با ترجمه / مدیریت / مقاله ترجمه شده مسائل طراحی در ارزیابی متوازن

مقاله ترجمه شده مسائل طراحی در ارزیابی متوازن

دانلود رایگان مقاله بیس انگلیسی خرید و دانلود ترجمه ی مقاله انگلیسی

کد محصول:M419

قیمت فایل ترجمه شده:  ۱۵۰۰۰  تومان

تعداد صفحه انگلیسی:۱۳

سال نشر: ۲۰۱۲

تعداد صفحه ترجمه فارسی: ۲۶  صفحه word

عنوان فارسی:

مقاله ترجمه شده مسائل طراحی در ارزیابی متوازن: کنترل «چیست» و «چگونه انجام می شود»

عنوان انگلیسی:

Design issues in Balanced Scorecards: The “what” and “how” of control

چکیده فارسی:

طراحی و استفاده از سیستم اندازه گیری عملکرد (PMS) در تحقیقات مدیریتی بسیار مورد بررسی قرار گرفته است. اما، تحقیق اخیر نشان داده است که پتانسیل اهمیت طراحی معامله و استفاده آن نه به عنوان ابعاد جداگانه، بلکه به عنوان مشخصه های پیچیده متقابل، نیاز به تحقیق بیشتر در تعامل خود دارند. با تمرکز بر تکنیک عملکرد وسیع و خاص اتخاذ شده، ارزیابی متوازن (BSC)، این تحقیق نشان می دهد چگونه استفاده از PMS با بُعد طراحی آن مرتبط است. با بررسی کاربرد PMS، یک امتیاز بین کنترل تشخیصی و تعاملی به عنوان چارچوبی تحلیلی اتخاذ می شود.. در سطح تجربی، تحقیق براساس چند مورد تحقیق دوساله ی هفت شرکت ایتالیاییست.

کلمات کلیدی:سیستم اندازه گیری عملکرد؛ارزیابی متوازن؛روش کنترل؛تشخیص؛تعامل

ترجمه بخشی از مقاله

بحث و نتایج

سوابق و آثار طراحی و کاربرد PMS توجه زیادی در تحقیق مدیریتی داشته است، اما مشارکت های اخیر نیاز به کشف ارتباط بین این دو مفهوم را نشان دادند. براساس یک مطالعه موردی چندگانه، این تحقیق در مورد تعامل بین طراحی و کاربرد BSC ، و مفهوم سازی طراحی PMS به عنوان بُعد «چیست» و کاربرد PMS به عنوان بُعد «چگونه» کار کرد. «چیست» شامل انتخاب مشخصه های فنی مدیران در زمان اجرای یک PMS بوده، درحالیکه «چگونه» به معنای روش کنترل مربوطه به اطلاعات ارائه شده توسط PMS است. یافته های ما نشان می دهند که این چنین تعاملی وجود دارد: BSC هایی که به روش تشخیصی استفاده شدند با رواج مقادیر مالی ، نبود ریزش، اهداف صریح، و عدم ارتباط با سیستم پاداش تعریف می شود. Int-BSC ویژگی های متضادی دارد: یک مجموعه متوازن مساوی از مقادیر مالی و غیرمالی، ریزش BSC، اهداف ضمنی، و ارتباط با سیستم پاداش.

این نتایج چند دیدگاه موثر برای دانشگاهیان و شاغلان ارائه می دهد. از یک دیدگاه دانشگاهی، ما نیاز بررسی طراحی همراه با کاربرد را پاسخ دادیم، و تعامل بین «چیست» و «چگونه» را نشان داده، و نیاز کلی تر ارائه یک دیدگاه کل گرا برای مطالعه PMS را پاسخ دادیم. با تمرکز بر BSC، تحقیق ما نشان داد که مشخصه های طراحی آن بسته به روش خاص کنترل، تشخیصی یا تعاملی، متفاوت است. این یافته از این ادعا که طراحی و کاربرد کاملاً با هم در ارتباطند را تایید می کند،اما دیدگاه هایی دررابطه با اینکه چگونه ویژگی های طراحی با یک روش کنترل تشخیصی یا تعاملی مرتبط است ارائه می دهد، و مجموعه ای از فرضیات برای احتمال و آزمایش «سخت» را نشان می دهد. اولین فرضیه پیش بینی می کند که BSCهایی که با برتری KPIهای غیرمالی تعریف می شوند، با یک روش کنترل تعاملی تر، که در تحقیق قبلی پیشبرده شد، مرتبطست. فرضیه دوم نشان می دهد که رابطه ای بین اهداف ضمنی و یک روش کنترل تعاملی وجود دارد، که سیمونز (۱۹۹۵) بیان کرده و سایر محققین رویکرد مشارکتی برای تنظیم بودجه بررسی می کنند. فرضیه سوم این است که یک روش کاربرد تعاملی ارتباطاتی با سیستم پاداش، که با ادبیات موجود متفاوت است را تعریف می کند. با پیروی از تفکر سیمونز (۱۹۹۵)، می توان متضاد این را انتظار داشت: برای اتخاذ سیستم های پاداش که با کاربرد تشخیصی مرتبطند. کاربرد تشخیصی به عنوان یک ابزار مکانیکی که عملکرد از راه دور را قادر می سازد شناخته می شود. ازآنجا که به مدیران متریک خاصی داده شده که آنها با آن ارزیابی شه اند، نیاز محدودی برای تعامل با مدیران ارشد وجود دارد. از دهه ۱۹۹۵ به بعد، رویکرد سیستم های پاداش مرتبط با مقادیر ذهنی در فرمول پاداش وارد شدهو با مکالمه بین مدیران و مجریان تکمیل شده است. برخلاف مشخصه های مربوط به سیستم کنترل تشخیصی، نتایج، مشکلات ایجاد انگیزه برمبنای Diag-BSC را نشان می دهند، زیرا مقادیر موجود در گزارش شرکت-گرچه برای نشان دادن تجارت کلی ارزشمندند- برای استفاده در ایجاد اهداف فردی بسیار کلی هستند. این را می توان در شرایط سطح اشاعه BSC در شرکت و هدفی که BSC برا ی آن به کار می رود، که برای دو نوع متفاوت است، توضیح داد.ابتدا، نبود ریزش در Diag-BSC بدین معناست مه ارزیابی در سازمان منتشر تشده است؛ بیشتر ابزاری در دستان مدیران ارشد است. برعکس، Int-BSC در سازمان بسیار منتشر شده زیرا رویکردی ریزش اتخاذ کرده است. اشاعه یک Int-BSC در چند سطوح سلسل مراتبی ایجاد هدف برای مدیران را ساده تر می کند، زیرا مقادیر به فعالیت های مدیریتی نزدیک تر هستند. اما این با گزارش واحد شرکت که شامل مقادیر مربوطه هستند مشکل تر است، اما برای مشارکت های مدیران انفرادی به آسانی قابل ردیابی نیست. دوم، هدف کاربرد متفاوت است. یک Diag-BSC نشان دهنده ابزاری برای تصمیم گیری و نمایش رفتار کلی تجارت است- چیزی که مالمی (۲۰۰۱) به عنوان نقش اهداف اطلاعات بیان می کند. با این هدف، نیازی به ایجاد انگیزه ها برمبنای مقادیر BSC نیست. از سوی دیگر، نه تنها برای تصمیم گیری از آن استفاده می شوند، بلکه برای براگیختن مدیران نیز به کار می رود: چیزی که مالمی (۲۰۰۱) درمورد تابع-هدف-توسط-مدیریت BSC تعیین می کند. آزمایش احتمال «سخت» می توان مفید بودن شناسایی این ارتباط بین سیستم پاداش و روش کاربرد تعاملی را ثابت کند.

بررسی روابط خاص بین ویژگی های طراحی و PMS وجود یک تعامل متقابل بین «چیست» و «چگونه» را نشان می دهد. مشکلات انحراف ایجاد شده در مورد SEMIC شاهدی بر مرتبط بودن طراحی و کاربرد در یک PMS برای پروژه است. گرچه برخی روشهای کاربرد قبلی نقش مهمی در تشکیل تناسب PMS ایفا می کنند، در این مورد، این مسئله مشاهده نشد. هر تغییری در ویژگی های طراحی یا روش کاربرد باید با یکدیگر همتراز شود.

با یک نگاه عملی، انحراف های ایجاد شده در مورد SEMIC به مدیران اخطار می دهد تا از انسجام بین طراحی و کاربرد PMS اطمینان حاصل کنند تا بسیستم بتواند به درستی کار کند، همانطور که با انحراف های مورد SEMIC نشان داده شد. به علاوه، ما نشانه هایی در مورد چگونگی طراحی یک BSC که یک کاربرد تعاملی را ترغیب می کند، ارائه دادیم. این بُعد بسیار موثر است اگر مدیران بخواهند مکالمه، ایادگیری و ایجاد ایده بر محور مقادیر عملکرد را ارتقا دهند.

درپایان، ما محدودیت های موارد مطالعه شده را بیان کرده، و چند مسیر برای تحقیقات بعدی را پیشنهاد می دهیم. اول، تحقیق محدودیت های ذاتی ای در روش شناسی مطالعه موردی دارد. یافته ها بصورت تئوریک ریشه داشته و به صورت داخلی معتبر اند، اما نمی توانند درجای دیگری به صورت کلی در نظر گرفته شوند. دوم، مفهوم سازی کاربرد برمبنای چارچوب تشخیصی در برابر تعاملی سیمونز (۱۹۹۵) می باشد. تمایزات ما را می توان اتخاذ کرد، مانند تفاوت بین اهداف اطلاعات و کاربرد هدف-توسط-مدیریت مالمی (۲۰۰۱). با اینحال، تفاوت بین تشخیصی و تعاملی بر اساس شدت پروسه ارتباط مربوط به PMS است، که به عنوان مورد مربوط به تحلیل کاربرد PMS شناخته می شود.

این تحقیق چند مسیر برای تحقیقات آتی نشان می دهد. ابتدا، یک رویکرد روش شناسانه کمی را می توان برای آزمایش کلی بودن یافته های ما در یک نمونه وسیع تر استفاده کرد. دوم، برای تحقیق آتی، ارتباطی که بین رویکرد تعاملی و پیوندهای آن با سیستم پاداش وجود دارد جالب است، درحالیکه یک کاربرد تشخیصی فاقد این پیون است. دراینجا، ما این نتیجه را به سطح اشاعه BSC و هدف کاربرد BSC نسبت می دهیم؛ اما تحقیق های بعدی می تواند سایر احتمالات را بیابد، یا نتایج ما را با همان ارتباط، تایید کنند

Summary

The design and use of Performance Measurement Systems (PMS) have been widely investigated in management studies. However, recent work has highlighted the potential importance of treating design and use not as separate dimensions, but rather as mutually entangled features, calling for further research into their interaction. Focusing on a specific, widely adopted performance technique, the Balanced Scorecard (BSC), this study explores how use of the PMS is interrelated with its design dimension. In investigating PMS use, a distinction between diagnostic and interactive control is adopted as a framework of analysis. At the empirical level, the research is based on a two year multiple case study of seven Italian companies.