مشخصات مقاله فهرست مطالب نمونه ترجمه مقاله انگلیسی سفارش ترجمه مقالات مرتبط سفارش پروپوزال
سلام دوست من ، توی این پست براتون یه مقاله علمی جدید با موضوع ساختار سازمانی و فشار مالیاتی شرکتها در غیاب گزارش مالیاتی تلفیقی، منتشر کردیم. این مقاله یه مقاله ISI و علمی پژوهشی هست که توی پایگاه الزویر در سال 2026 منتشر شده. فایل انگلیسی 20 صفحه PDF هست بخش هایی از مقاله انگلیسی ترجمه شده که قبل از سفارش می تونید کیفیت ترجمه رو بررسی کنید. برای سفارش ترجمه کامل مقاله روی گزینه ثبت سفارش ترجمه کلیک کنید بعد از ثبت سفارش پیش فاکتور از طریق ایمیل و پیامک خدمتتون ارسال میشه. اگر سوالی بود می تونید زیر این پست کامنت بزارید سریع جوابتونو میدم.
ساختار سازمانی و فشار مالیاتی شرکتها در غیاب گزارش مالیاتی تلفیقی
عنوان انگلیسی:
Organizational structure and corporate tax burden in the absence of consolidated tax reporting
کد محصول: h1175
سال نشر: 2026
نام ناشر (پایگاه داده): الزویر
نام مجله: Journal of Accounting and Public Policy
نوع مقاله: علمی پژوهشی (Research Article)
متغیر : دارد
فرضیه: دارد
مدل مفهومی: مدل ریاضی دارد
پرسشنامه : ندارد
تعداد صفحه انگلیسی: 20 صفحه PDF
برای دانلود رایگان مقاله انگلیسی بر روی دکمه ذیل کلیک نمایید
وضعیت ترجمه: این مقاله تاکنون ترجمه نشده برای سفارش ترجمه تخصصی مقاله بر روی دکمه ذیل کلیک نمایید (کد مقاله:h1175)
مقالات مرتبط با این موضوع: برای مشاهده سایر مقالات مرتبط با این موضوع (با ترجمه و بدون ترجمه) بر روی دکمه ذیل کلیک نمایید
فهرست مطالب
۱. مقدمه
۲. ادبیات پیشین و تدوین فرضیه
۳. طراحی تحقیق و انتخاب نمونه
۳.۱. مشخصات مدل
۳.۲. انتخاب دادهها و نمونه
۴. نتایج تجربی
۴.۱. فشار مالیاتی شرکتها
۴.۲. تحلیلهای سازوکار
۴.۲.۱. نقش زیانها بر فشار مالیاتی گروههای تجاری
۴.۲.۲. نقش معافیت مالیاتی محدود برخی از هزینهها
۴.۲.۳. نقش سودهای تحقق نیافته بین شرکتی
۵. تحلیلهای تکمیلی
۵.۱. تغییر ساختار سازمانی
۵.۲. توانایی تغییر درآمد
۵.۳. آزمونهای پایداری
۶. نتیجهگیری
پیوست A: تعاریف متغیر
منابع
چکیده
این مقاله تأثیر عدم وجود گزارش مالیاتی تلفیقی (CTR) بر فشار مالیاتی کلی یک گروه تجاری را در مقایسه با یک شرکت مستقل بررسی میکند. با تکیه بر یک زمینه چینی که در آن فرصتهای انتقال درآمد داخلی وجود دارد اما CTR مجاز نیست، ما دریافتیم که گروههای تجاری، که به عنوان یک واحد مجزا در نظر گرفته میشوند، سطح فشار مالیاتی بالاتری را نسبت به شرکتهای مستقل نشان میدهند. تحلیلهای سازوکار نشان میدهند که این اثر عمدتاً ناشی از ناتوانی در جبران زیانها در برابر سودها در سراسر اعضای گروه، معافیت مالیاتی محدود برخی هزینهها، و فشار پرداخت مالیات بر سودهای داخلی تحقق نیافته است. در تحلیلهای تکمیلی، ما دریافتیم که زیان مالیاتی گروههای تجاری برای آنهایی که توانایی بیشتری برای انتقال درآمد دارند، کاهش مییابد. در مجموع، تحقیق ما به ادبیاتی که نقش ساختار سازمانی بر فشارهای مالیاتی شرکتها را بررسی میکند، کمک کرده و پیامدهای مهمی برای سیاستگذاران در سراسر جهان در تعریف مبنای مالیاتی گروههای تجاری دارد.
کلمات کلیدی: گزارش مالیاتی تلفیقی، فشار مالیاتی شرکتها، زیان، چین، گروههای تجاری
Abstract: This paper examines the impact of the absence of consolidated tax reporting (CTR) on a business group’s overall tax burden, when compared to a standalone firm. Relying on a Chinese setting, where domestic income shifting opportunities exist, but CTR is not permitted, we find that business groups, considered as a single unit, exhibit a higher level of tax burden compared to standalone firms. Mechanism analyses suggest that this effect is largely driven by the inability to offset losses against profits across group members, limited deductibility of certain expenses, and the burden to pay taxes on unrealized internal profits. In additional analysis, we find that the tax disadvantage of business groups is mitigated for those with a greater ability to shift income. Overall, our research contributes to the literature examining the role of organizational structure on firms’ tax burdens and has important implications for policymakers around the world in defining the tax base of business groups.
Keywords: Consolidated Tax Reporting, Corporate Tax Burden, Loss, China, Business Groups
1.مقدمه
در این مقاله، ما از یک محیط چینی برای بررسی این موضوع استفاده میکنیم که آیا، و تا چه حد، عدم وجود گزارش مالیاتی تلفیقی (CTR) بر فشارهای مالیاتی کلی گروههای تجاری، در مقایسه با شرکتهای مستقل، تأثیر میگذارد. ساختار مالکیت گروه تجاری در برخی کشورها در سراسر جهان رایج است و در ادبیات دانشگاهی به طور گسترده مورد مطالعه قرار گرفته است. یک حوزه مورد علاقه، کاوش در رابطه بین ساختار مالکیت و فشار مالیاتی یک شرکت بوده است، از جمله اینکه چگونه انتخابهای ساختار سازمانی شرکتها، فرار مالیاتی شرکتها را تسهیل میکند (به عنوان مثال، گراملیش و همکاران، 2004؛ جونگ و همکاران، 2009؛ هونگ و همکاران، 2022؛ لوولن و رابینسون، 2013؛ کلسن و همکاران، 1993؛ کلسن و لاپلانت، 2012). به طور کلی، ادبیات پیشین نشان میدهد که گروههای تجاری قادرند از ساختارهای سازمانی پیچیدهتر خود برای کاهش فشارهای مالیاتی خود، در مقایسه با شرکتهای مستقل با پیچیدگی کمتر، استفاده کنند. با این حال، با وجود مطالعات گستردهای که ارتباط بین ساختار شرکتی و مالیات را بررسی کردهاند، توجه کمتری به تأثیرات نحوه برخورد مرجع مالیاتی با ساختار سازمانی بر فشارهای مالیاتی معطوف شده است – به طور خاص، تأثیرات سیاست آنها نسبت به مالیات گروهی. در این مقاله، ما در پی غنی کردن این ادبیات و ارائه پیامدهای سیاست مالیاتی هستیم، از طریق بررسی این که چگونه ممنوعیت ثبت اظهارنامه مالیاتی تلفیقی توسط گروههای تجاری، که ما از آن به عنوان عدم وجود CTR یاد میکنیم، بر فشارهای مالیاتی کلی گروههای تجاری، نسبت به شرکتهای مستقل، تأثیر میگذارد…
1.Introduction In this paper, we use a Chinese setting to examine whether, and to what extent, the absence of consolidated tax reporting (CTR) affects business groups’ overall tax burdens, when compared to standalone firms.1 The business group ownership structure is common in countries across the world and has been heavily studied in the academic literature. One area of interest has been exploring the relationship between ownership structure and a firm’s tax burden, including how firms’ choices of organizational structure facilitate corporate tax avoidance (e.g., Gramlich et al., 2004; Jung et al., 2009; Hong et al., 2022; Lewellen and Robinson, 2013; Klassen et al., 1993; Klassen and Laplante, 2012). In general, prior literature finds that business groups are able to utilize their more complex organizational structures to reduce their tax burdens, as compared to the less complex standalone firms. However, despite extensive studies exploring the association between corporate structure and taxation, less attention has been directed towards the effects of the tax authority’s treatment of organizational structure on tax burdens – specifically, the effects of their policy towards group taxation. In this paper, we seek to add to this literature and provide tax policy implications by investigating how the prohibition against business groups filing consolidated tax returns, which we refer to as the absence of CTR, affects the overall tax burdens of business groups, relative to standalone firms…
2.ادبیات پیشین و تدوین فرضیه
ادبیات اولیه در مورد رابطه بین مالیات و شکل سازمانی، در درجه اول به بررسی انتخابهای صاحبان مشاغل آمریکایی بین سازمانهای C و نهادهای جریان مستقیم میپردازد که ناشی از تفاوت در نحوه برخورد مالیاتی تحت قانون درآمد داخلی بود. این مطالعات که در چارچوب پارادایم شولز و ولفسون (شولز و همکاران، 2020) قرار گرفتهاند، نشان میدهند که عوامل غیرمالیاتی اغلب غالب هستند اما مالیات نیز بر انتخاب نهاد تأثیر میگذارد (به عنوان مثال، گونتِر، 1992؛ آیرز و همکاران، 1996؛ گوردون و مکی-میسون، 1994). تحقیقات بعدی تمرکز خود را از شکل قانونی به ساختار مالکیت، به ویژه در داخل گروههای تجاری، تغییر داد. گروههای تجاری متشکل از نهادهای حقوقی وابسته تحت کنترل مشترک هستند که معمولاً از طریق مالکیت هرمی صورت میگیرد. مطالعات پیشین، وابستگی به گروه تجاری را به پیامدهای شرکت مانند اهرم مالی و سرمایهگذاری (به عنوان مثال، لارین و همکاران، 2019)، مدیریت سود (به عنوان مثال، کیم و یی، 2006)، عملکرد شرکت (به عنوان مثال، خانّا و پالو، 2000)، و هزینه بدهی (به عنوان مثال، بیون و همکاران، 2013) مرتبط کردهاند. همچنین این موضوع که چگونه گروههای چندملیتی ساختارهای مالکیتی پیچیدهای را به صورت استراتژیک طراحی میکنند تا فشارهای مالیاتی جهانی را با هدایت سرمایه از طریق حوزههای قضایی با مالیات پایین (دیرنگ و همکاران، 2015؛ لوولن و رابینسون، 2013) یا انتقال درآمد در سراسر مرزها (کلسن و همکاران، 1993؛ کلسن و لاپلانت، 2012) کاهش دهند، به طور ویژه مورد توجه است …
2.Prior literature and hypothesis development Early literature on the relationship between taxes and organizational form primarily examines U.S. business owners’ choices between C-corporations and flow-through entities, driven by differences in tax treatment under the Internal Revenue Code. Framed within the Scholes and Wolfson paradigm (Scholes et al., 2020), these studies show that non-tax factors often dominate but taxes also influence entity choice (e.g., Guenther, 1992; Ayers et al., 1996; Gordon and MacKie-Mason, 1994). Subsequent research shifts focus from legal form to ownership structure, particularly within business groups. Business groups consist of affiliated legal entities under common control, typically via pyramidal ownership. Prior studies have linked business group affiliation to firm outcomes such as leverage and investment (e.g., Larrain et al., 2019), earnings management (e.g., Kim and Yi, 2006), firm performance (e.g., Khanna and Palepu, 2000), and cost of debt (e.g., Byun et al., 2013). Of particular interest is how multinational groups strategically design complex ownership structures to reduce global tax burdens, by routing capital through low-tax jurisdictions (Dyreng et al., 2015; Lewellen and Robinson, 2013) or shifting income across borders (Klassen et al., 1993; Klassen and Laplante, 2012)…
فرضیات
H1: سطح فشار مالیاتی کلی یک گروه تجاری در غیاب CTR با سطح فشار مالیاتی یک شرکت مستقل تفاوتی ندارد.
H2A: سطح زیانها بر رابطه بین سطح فشار مالیاتی کلی و ساختار سازمانی گروه تجاری در غیاب CTR تأثیری ندارد.
H2B: سطح برخی هزینههای عملیاتی قابل کسر مالیاتی بر رابطه بین سطح فشار مالیاتی کلی و ساختار سازمانی گروه تجاری در غیاب CTR تأثیری ندارد.
H2C: سطح سودهای داخلی تحقق نیافته بر رابطه بین سطح فشار مالیاتی کلی و ساختار سازمانی گروه تجاری در غیاب CTR تأثیری ندارد.
H1: The level of the overall tax burden of a business group is not different from that of a standalone firm in the absence of CTR.
H2A: The level of losses has no effect on the relationship between the level of the overall tax burden and business group organizational structure in the absence of CTR.
H2B: The level of certain tax-deductible operating expenses has no effect on the relationship between the level of the overall tax burden and business group organizational structure in the absence of CTR.
H2C: The level of unrealized intercompany profits has no effect on the relationship between the level of the overall tax burden and business group organizational structure in the absence of CTR.
6.نتیجهگیری
در مجموع، در این مقاله ما بررسی میکنیم که آیا و چگونه برخورد مرجع مالیاتی با ساختار سازمانی از طریق ممنوعیت CTR بر فشارهای مالیاتی کلی گروههای تجاری در مقایسه با شرکتهای مستقل تأثیر میگذارد. با بهرهگیری از یک محیط چینی که در آن فرصتهایی برای مزایای مالیاتی ناشی از انتقال درآمد داخلی وجود دارد، اما CTR به شدت ممنوع است، ما شواهدی ارائه میدهیم که گروههای تجاری فشارهای مالیاتی به طور قابل توجهی بالاتری نسبت به شرکتهای مستقل نشان میدهند. یافتههای اصلی ما با استفاده از سه روش مختلف (روش تطبیق، نمونهای از گروههای تجاری که به شرکت مستقل تبدیل شدند ، و مدل دو مرحلهای هکمن) همچنان پایدار و محکم هستند. تحلیلهای سازوکار نشان میدهند که تأثیر عدم وجود CTR بر فشار مالیاتی شرکتها عمدتاً ناشی از ناتوانی در جبران زیانها و برخی هزینههای اعضای گروه در برابر سودهای سایر اعضا و همچنین بار مالیات بر سودهای داخلی محقق نشده است. علاوه بر این، ما دریافتیم که تفاوت در فشار مالیاتی بین شرکتهای مستقل و گروههای تجاری زمانی که از اندازهگیری ETR دفتری و ETR بلندمدت استفاده میشود، کمتر است. این نتیجه احتمالاً ناشی از این واقعیت است که ETR دفتری تاثیر داراییهای مالیاتی معوق برای زیانهایی را که در حال حاضر مورد استفاده قرار نمیگیرند اما انتظار میرود در آینده مورد استفاده قرار گیرند، در بر میگیرد، و ETRهای نقدی بلندمدت، ناتوانی در جبران زیانها و برخی هزینهها و تأثیر سودهای داخلی تحقق نیافته را کاهش میدهند. در مقابل، ما دریافتیم که تفاوت در فشار مالیاتی بین شرکتهای مستقل و گروههای تجاری زمانی کاهش مییابد که گروههای تجاری توانایی بهتری برای انتقال درآمد در سراسر شرکت های وابسته را داشته باشند…
6.Conclusion In sum, in this paper we examine whether and how the tax authority’s treatment of organizational structure via the prohibition of CTR affects business groups’ overall tax burdens when compared to standalone firms. Taking advantage of a Chinese setting where opportunities for the tax benefits of domestic income shifting exist, but CTR is strictly disallowed, we provide evidence that business groups exhibit significantly higher tax burdens relative to standalone firms. Our main findings are robust to using a matching approach, employing a sample of business groups that switched to organizing as standalone firms, and using the Heckman two-stage model. Mechanism analyses show that the effect of the absence of CTR on the corporate tax burden is largely driven by the inability to offset losses and certain expenses of some group members against the profits of other group members, as well as the burden of paying taxes on unrealized internal profits. In addition, we find that the difference in the tax burden between standalone firms and business groups is smaller when using a book ETR and long-term ETR measurements. This is likely driven by the fact that book ETR incorporates the influence of deferred tax assets for losses that are currently not used but expected to be utilized in the future, and long-term cash ETRs mitigate the inability to offset losses and certain expenses and the impact of unrealized internal profits. In contrast, we find that the difference in the tax burden between standalone firms and business groups decreases when the business groups are better able to shift income across group affiliates…
| مقالات مرتبط با این موضوع |
پارس پروژه پرتال خدمات دانشگاهی


