تاثیر برنامه سوم توسعه بر نرخ بیکاری

کد محصول hs99

فایل وورد

۵۰ صفحه

۷۰۰۰ تومان

دانلود فایل بلافاصله بعد از خرید

فهرست مطالب
فصل اول
کلیات تحقیق
ادبیات موضوع تحقیق
فصل سوم 
روش شناسی تحقیق
فصل چهارم 
تحلیل داده ها
فصل پنجم
نتیجه گیری و پیشنهادات
فهرست منابع

۱-         فصل اول ‌( کلیات تحقیق)

 

۱-۱- مقدمه:

برنامه به معنای مقررات با نظامی است برای انجام کار یا کارهای معین و برنامه ریزی به معنای عمل یا فرآیند یافتن و تنظیم مقررات تعریف می شود به بیان دیگر برنامه ریزی به معنای یافتن نظام برای اجرای یک کار یا رشته ای از کارها می باشد بهر حال، تنظیم مقررات و ایجاد نظام برای اجرای یک معین مبتنی بر شناخت آثار و عواقب و یا به طور کلی آگاهی است به همین جهت به تعریف کاملتری از برنامه ریزی آن را چنین تعریف می کنند:

برنامه ریزی یک فرآیند تصمیم گیری آگاهانه و دارای ویک تلاش نظام یافته برای رسیدن به هدف ویا اهداف خامی می باشد.

با توجه به تعریف برنامه ریزی در بالا، برنامه ریزی اقتصادی را می توان به شکل زیر تعریف کرد: به مجموعه ای از تصمیمات آگاهانه و ارادی، به منظور جهت دادن و کنترل تغییرات متغیرهای کلان اقتصادی، نظر تولید ملی، مصرف، پس انداز ، سرمایه گذاری، اشتغال، مواردات و صادرات و………….برای ئیل یکسری هدفهای از پیش تعیین شده برنامه ریزی اقتصادی می گویند.

برنامه ریزی اقتصادی انواع مختلفی دارد نظیر: برنامه ریزی ضد ادواری، برنامه ریزی توسعه، برنامه ریزی متمرکز ( مرکزی ) و هم چنین برنامه ریزی از نظر بعد و زمان به کوتاه مدت ( معمولاً یکساله)  میان مدت (۳-۷ سال) و بلند مدت ( معمولاً بیش از ۱۰ سال) تقسیم می شود.

در برنامه ریزی توسعه که عملاً همزمان، با طرح مساله توسعه نیافتگی وتوسعه و پس از جنگ جهانی دوم در کشورهای در  حال توسعه آغاز شد، هدف متحول کردن ساختار اقتصادی جامعه است در کشورهای درحال توسعه برنامه ریزی های میان مدت دارای جذابیت بیشتری می باشند زیرا اجرای برنامه کوتاه مدت  غیر عملی و برنامه های بلند مدت از نظر جلب مشارکت مردم با مشکل رو به رو است.

۱-۲- بیان مسئله:

آیا برنامه سوم توسعه توانست نرخ بیکاری را کاهش دهد؟

۱-۳- تاریخچه وسابقه موضوع تحقیق:

بیکاری هر نهاده تولید به منزله از دست رفتن فرصت آن نهاده برای تولید محصول است و انباشته شدن این فرصتها در طول زمان به کاهش تولید و ضعف نسبی کشور در برابر سایر کشورها منجر می شود. در این میان بیکاری نیروی کار به دلیل مواجهه با جنبه های انسانی، علاوه بر آثار اقتصادی، آثار اجتماعی و فرهنگی و سیاسی هم به دنبال دارد؛ به همین دلیل از اهمیت بیشتری برخوردار است نبود درآمد ونداشتن قدرت خرید از طرفی باعث کاهش قدرت خرید نیروی کار و کاهش توان تامین نیازهای اساسی او و طرف دیگر باعث کاهش قدرت تولیدی و تولید کننده به دلیل فروش نرفتن محصولش می شود که در نهایت کاهش تولید  ملی و رشد اقتصادی را به دنبال دارد. ازاین رو تامین اشتغال موضوعی مهم برای جامعه و از شاخص های توسعه یافتگی محسوب می شود.