فرهنگ‌ سازمانی-مبانی و چارچوب نظری تحقیق، پیشینه تحقیق داخلی و خارجی

کد محصول: PMD113

تعداد صفحات :  ۲۶    صفحه

فرمت فایل WORD

قیمت:   ۸۰۰۰     تومان

دانلود فایل بلافاصله بعد از خرید

مبانی و چارچوب نظری، پیشینه تحقیق داخلی و خارجی در مورد فرهنگ‌ سازمانی 

فهرست مطالب

فرهنگ‌ سازمانی:       ۳

۲-۱-۱-۱-تعاریف فرهنگ‌ سازمانی   ۴

۲-۱-۱-۲-سطوح فرهنگ‌ سازمانی:   ۵

۲-۱-۱-۳- مدل‌های فرهنگ ‌سازمانی         ۶

مدل دنیسون   ۶

فرهنگ از دیدگاه رابینز:       ۸

مدل پارسونز (۱۹۷۳): ۹

مدل ویلیام اوچی :     ۱۰

مدل مکینزی یا مدل هفت عنصری   ۱۱

مدل شاین     ۱۱

مدل کندی     ۱۲

۱) فرهنگ‌سازمانی سخت‌کوش        ۱۳

۲) فرهنگ‌سازمانی دوستانه   ۱۳

۳) فرهنگ‌سازمانی ریسک‌پذیر         ۱۳

۴) فرهنگ‌سازمانی فرایندی   ۱۳

۸) مدل کوئین ۱۳

۱) فرهنگ عقلایی:    ۱۴

۲) فرهنگ ایدئولوژیک (توسعه‌ای):    ۱۴

۳) فرهنگ توافقی:     ۱۴

۴) فرهنگ سلسله مراتبی      ۱۴

۸)طبقه‌بندی درویس و میلر   ۱۴

۱) فرهنگ‌سازمانی فرهمند:   ۱۵

۲) فرهنگ‌سازمانی وسواسی:  ۱۵

۳) فرهنگ‌سازمانی پرهیزکننده:       ۱۵

۴) فرهنگ‌سازمانی سیاسی شده:      ۱۵

۵) فرهنگ‌سازمانی دیوان سالارانه:    ۱۵

۹) مدل براون  ۱۶

۱۱) مدل کوئین و روهرباف (۱۹۸۳) و کوئین (۱۹۸۸)       ۱۶

۲-۱-۱-۴- ابعاد فرهنگ سازمانی     ۱۷

۲-۱-۱-۵- ویژگی فرهنگ‌سازمانی    ۱۸

۲-۱-۱-۶- عوامل مؤثر بر شکل‌گیری فرهنگ‌سازمانی        ۱۸

جدول شماره (۲-۱) گام‌های ثبات بیرونی و بقا (ادگارشاین،۲۰۰۴: ۸۸).         ۱۸

جدول شماره (۲-۲)-جوانبی در مورد یگانگی درونی (ادگارشاین،۲۰۰۴: ۱۱۲)  ۱۹

۱۰-۱-۱-۷- کارکردهای فرهنگ‌سازمانی     ۲۰

۲-۲- پیشینه پژوهشی         ۲۲

۲-۲-۱-۱- پژوهش‌های خارجی       ۲۲

۲-۲-۱-۲- پژوهش‌های داخلی:       ۲۴

فهرست منابع  ۲۶

منابع فارسی   ۲۶

منابع انگلیسی ۳۲

بخشی از پروژه

فرهنگ‌ سازمانی:

واژه فرهنگ در ابتدا برای مشخص کردن تفاوت بین انسان‌ها و حیوانات استفاده‌شده است. ماری جو هچ  (۲۰۰۸)، مفهوم فرهنگ‌سازمانی که در مردم‌شناسی ریشه دارد، توسط مردم شناسان، به‌عنوان روش‌های شکل یافته از تفکر و احساس و واکنش که به‌طور عمده توسط علائم و نشانه‌ها حاصل‌شده و انتقال می‌یابند، تعریف‌شده است. آندروپیتگرو  (۱۹۷۹)، نخستین بار واژه فرهنگ‌سازمانی را در ادبیات دانشگاهی مطرح کرد. پس‌ازآن در طی زمان مطالعه فرهنگ، گسترش یافت و نظریه‌پردازان سازمان به کیفیت متحد کردن گروه‌ها توجه کرده و آن را در مطالعه سازمان بکار گرفتند.

منوریان و بختایی (۱۳۸۲)، در پژوهش خود اشاره‌کرده‌اند، بررسی فرهنگ‌سازمانی به‌عنوان یک ابزار جمع‌آوری اطلاعات عمل می‌کند. از دیدگاه اسدی (۱۳۸۶)، بسیاری از صاحب‌نظران و محققان، فرهنگ سازمان را به‌عنوان منبعی از مزیت رقابتی مطرح کرده است که فرهنگ‌سازمانی هنوز یکی از تازه‌ترین و شاید از جدال آمیزترین مباحث نظری سازمان است باوجود اختلاف‌نظرهای مذکور تقریباً بر سر یک موضوع توافق وجود دارد که مدیریت فرهنگ‌سازمانی یکی از ضرورت‌های مدیریت در عصر کنونی و از شرایط لازم برای موفقیت است. در پژوهش وثوقی (۱۳۹۰)، بیان شد که فرهنگی سازمانی عبارت است از: الگوی منحصربه‌فرد از مفروضات، ارزش‌ها و هنجارهای مشترک که فعالیت‌های جامعه‌پذیری، زبان، سمبل‌ها و عملیات سازمان‌ها را شکل می‌دهد. فیاض (۱۳۹۰)، امروزه مطالعه فرهنگ‌سازمانی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است، فرهنگ‌سازمانی درواقع شخصیت سازمان است و فضایی است که کارکنان در آن تنفس می‌کنند؛ بنابراین ارتقا فرهنگ‌سازمانی یک استراتژی مهم و مستلزم برنامه‌ریزی دقیق خواهد بود. بررسی فرهنگ‌سازمانی بر سیستم‌های اندازه‌گیری عملکرد تأثیرگذار است (هنری ، ۲۰۰۶). شیوه‌ها و ارزش‌های برنامه‌ریزی در فرهنگ‌سازمانی باید موردتوجه قرار گیرد (تولفو و وازلاویخ ، ۲۰۰۸). معمولاً تحت عنوان ارزش‌ها، باورها و مفروضات اساسی شناخته می‌شود که به هماهنگی رفتار اعضا کمک می‌کند (مسلانتوش و دورتی ، ۲۰۱۰). با توسعه فرهنگ‌سازمانی قوی و رهبری مؤثر، سازمان‌ها می‌توانند عملکرد مؤثری به دست آورند (زهیر، ۲۰۱۱).

۲-۱-۱-۱-تعاریف فرهنگ‌ سازمانی

تعاریف متعددی از فرهنگ‌سازمانی ارائه‌شده است. برای مثال فرهنگ‌سازمانی به‌عنوان ارزش‌های غالب که به‌وسیله یک سازمان حمایت می‌شود، توصیف‌شده است. یا فلسفه‌ای که خط‌مشی سازمان را به سمت کارکنان و مشتریان هدایت می‌کند، یا ارزش‌هایی که به کمک آن‌ها کارها و امور روزمره سازمان انجام می‌پذیرد (الوانی و دانایی فر، ۱۳۷۶). فرهنگ‌سازمانی نشان دهنده بخش نانوشته و نامحسوس سازمان است. هدف فرهنگ این است که به اعضای سازمان احساس هویت بدهد و در آنان نسبت به باور‌ها و ارزش‌ها، تعهد ایجاد کند (دفت ، ۱۹۹۸).

لوئیس  (۱۹۸۳)، فرهنگ‌سازمانی را چنین تعریف می‌کند مجموعه‌ای از دریافت‌ها و تفاهم‌های مشترک برای سازمان دادن کنش‌هاست که زبان و دیگر محمل‌های نمادی برای بیان تفاهم مشترک به کار می‌رود. پترز و واترمن  (۱۹۸۲)، فرهنگ را مجموعه‌ای از ارزش‌های مشترک غالب و دارای ارتباط منطقی است که با وسایل نمادین مانند داستان‌ها، افسانه‌ها، حکایت و کلمات قصار مبادله می‌شود، تعریف کرده‌اند. دنیسون (۲۰۰۶)، فرهنگ‌سازمانی را کاربردی برای تعیین ارزش‌ها، اعتقادات، فرضیات و شیوه‌های مشترکی می‌داند که نگرش و رفتار اعضا را در سازمان شکل می‌دهد و سپس هدایت می‌کند.