کد محصول: PMD97
تعداد صفحات : 63 صفحه
فرمت فایل WORD
قیمت: 35000تومان
مبانی نظری ، ادبیات ، پیشینه تحقیق داخلی ، پیشینه تحقیق خارجی در مورد عدالت سازمانی
بخشی از متن
معنای لغوی عدالت
در بیشتر فرهنگها و کتابهای لغت به تعریف لفظی و لغوی کلمه عدل و عدالت توجه شده است که پرداختن به همه آنها به تفصیل بیش از حد می انجامد، لذا به برخی از آنها به اجمال اشاره می شود:
الف) فرهنگ فارسی معین: در این فرهنگ معانی زیر برای کلمه عدل و عدالت آمده است: 1 – داد کردن، داد دادن، 2 – نهادن هر چیزی به جای خود، 3 – حد وسط میان افراط و تفریط، 4 – دادگری، انصاف، عدالت مقابل ظلم، 5 – داد، 6 – اندازه و حد اعتدال (ندایی 1379، 6).
ب) حضرت علی (ع) نیز عدل را قرار دادن هر امری در جای خود معنی می فرماید: العدل یضع الامور مواضعها (ندایی 1379، 6).
ج) در مفردات راغب نیز در تعریف عدل آمده است: عدل= العداله و المعادله: لفظی است که در حکم و معنی مساوات است و به اعتبار نزدیک بودن معنی عدل به مساوات در آن مورد هم بکار میرود.
عدل و عدل= در معنی به هم نزدیکند ولی عدل در چیزهایی است که با بصیرت و آگاهی درک میشود و بکار میرود، مثل احکام. ولی واژه های عدل و عدیل در چیزهایی است که با حواس درک میشود مثل اوزان، اعداد و پیمانهها. پس عدل تقسیط بر اساس استقامت و کمال است. از این رو روایت شده است که “بالعدل قامت السموات و الارض” آگاهی و خبری است بر اینکه هر گاه رکنی از ارکان چهارگانه در عالم افزون بر دیگری یا کم از دیگری می بود جهان بنا بر مقتضای حکمت انتظام میداشت (ندایی 1379، 7).
د) در فرهنگ فلسفی بحث مفصلی درباره ریشه لغوی و اصطلاحی عدالت یا صیغه فلسفی وجود دارد. عدالت در لغت به معنی راستی (استقامت) و در شریعت به معنی راستی در راه حق و دوری از مانع و برتری دادن عقل بر هواست. در اصطلاح فقیهان، عدالت پرهیز از گناهان بزرگ و اصرار نکردن در گناهان کوچک و راستگویی و پرهیز از دروغ و رعایت تقوا و دوری از افعال پست است (ندایی 1379، 9).
2-1-2 بحث مفهومی و اصطلاحی عدالت
بعد از ریشهیابی واژه لغوی عدالت،اینک با توجه به معنی لغوی به بررسی مفهومی و اصطلاحی آن پرداخته می شود. در اینجا با توجه به محدودیت تحقیق، بررسی آرا و افکار همه فیلسوفان و متفکران برای ارائه تعریف امکان ندارد لذا به بررسی عدالت در قرآن و سیره نبوی و اندیشههای امیرالمومنین (ع) و همچنین نظریه برخی از فیلسوفان مانند افلاطون و استاد مطهری اشاره خواهد شد:
2-1-2-1 عدالت در قرآن
مبنا و زيربناي تمامي اصول، در تمامي انديشههاي سياسي اسلام عدالت است. آيات الهي اشاره دارند كه پيامبران را با مشعلهاي هدايت فرستاديم و به آنها كتاب و ميزان داديم تا عدالت را بر پا دارند (عمید زنجانی 1373، 311). بنابراين چه بياني رساتر از اين كه قرآن استقرار عدالت و گسترش آن را يكي از دو هدف اساسي و فلسفهي بعثت انبيا ذكر كرده و آن را از صفات الهي و بارزترين خصيصهي آفرينش و نيكوترين خصلت انسان معرفي كرده است.
الف) «ما رسولان را با براهين روشن به سوي انسان ها فرستاديم و به آنها كتاب و ميزان داديم تا عدالت را بر پا سازند[1].»
ب) من مأمورم كه عدالت را در ميان شما برپا سازم[2].»
ج) «عدالت را پيشه خود سازيد؛ زيرا عدالت به تقوا و پاكي انسان نزديكتر است[3].»
د) «هرگاه در ميان مردم حكم ميكنيد بايد براساس عدالت باشد[4].»
هـ) «خداوند به عدالت پيشگي فرمان دهد[5].»
اساس حكميت و حكم و حكومت در قرآن ايجاد قسط و عدل در جامعه است. از سوي ديگر كثرت آياتي كه دربارهي عدل و كلمات مترادف و متضاد اين واژه است بيانگر اهميت جايگاه اين مفهوم در قرآن است. اصليترين مترادفهاي قرآني كلمهي عدل كه در قرآن آمدهاند و با آن ارتباط معنايي دارند، عبارتند از: قسط، قصد، استقامت، وسط، نصيب، حصه، ميزان وغيره. همچنين جور – متضاد كلمه عدل – كه خود نيز مترادف ظلم است، كمتر در قرآن آمده است. واژههاي پيش گفته بارها در آيات قرآن به كار رفتهاند؛ مثلاً كلمه عدل و مشتقات آن 29 بار، و كلمهي ظلم و انشقاقات آن بيش از 290 بار در اين كتاب آسماني ذكر شده است. يك صد نص قرآني پيرامون توصيه به عدالت و مفاهيم مترداف آن (قسط، ميزان و …) نازل شده است.
مثلاً در تفسير آيهي «و السماء رفعها و وضع الميزان»[6] در تفسير صافي آمده است:
«مقصود اين است كه در ساختمان جهان رعايت تعادل شده است، در هر چيز از هر مادهاي به قدر لازم استفاده گشته و فاصلهها اندازهگيري شده است. همچنان كه در حديث نبوي آمده است: «بالعدل قامت السموات و الارض»[7] نقطهي مقابل عدل به اين معنا بيتناسبي است نه ظلم (جمعی از مولفان 1373، 94).
پس نظام هستي بر عدل استوار شده و به تعبير آيات كريمه قرآن، ميزان كه عبارت ديگر عدل است از يك سو در عالم كيهان و كل نظام هستي حاكم است و از سوي ديگر در نظام حيات انسان بايد حاكم باشد تا از محور عدل تجاوز نشود: «الا تطغوا في الميزان.»[8]
پس بيترديد بر زندگي اجتماعي افراد در جامعه لاجرم بايد نظمي حاكم باشد، زيرا استقرار نظم بر پديدههاي تكويني و تشريعي مايهي حيات و زندگي است؛ يا به تعبير ديگر فعاليت و موجوديت هر پديدهاي در گرو استقرار نظم است. اشاره به ميزان، در آيهي شريفه، همان نظم حاكم بر پديدههاي تكويني مورد نظر است، اما وسيلهاي كه بشر براي ايجاد و استقرار نظم در مسائل اجتماعي به كار گرفته است، برقراري حكومت و وضع قوانين و مقررات تشريعي است (اخوان کاظمی 1386، 52).
فهرست مطالب
عدالت سازمانی 4
معنای لغوی عدالت 4
2-1-2 بحث مفهومی و اصطلاحی عدالت 4
2-1-2-1 عدالت در قرآن 5
2-1-2-2 عدالت در سيرهي نبوي 6
2-1-2-3 عدالت در اندیشه سیاسی امام علی (ع) 10
2-1-2-4 عدالت از نظر افلاطون 11
2-1-2-5 عدالت از ديدگاه شهيد مطهري 12
2-1-3 عدالت صوري و ماهوي 14
2-1-4 عدالت طبيعي و حقوقي 14
2-1-5 مروري بر مباني عدالت در فلسفه اجتماعي غرب 15
2-1-5-1 يونان باستان 15
2-1-5-2 اروپاي پس از رنسانس 15
2-1-5-3 غرب معاصر 16
2-1-5-4 گستره عدالت در فرهنگ اسلامي 16
2-1-5-5 فلسفه 16
2-1-5-6 اخلاق 17
2-1-5-7 فقه 17
2-1-5-8 اجتماع و سياست 17
2-1-6 موانع استقرار عدالت 18
2-1-7 عدالت اجتماعی 18
2-1-8 ابعاد عدالت اجتماعی 19
2-1-8-1 برابری و مساوات 19
2-1-8-2 قانون مندي 20
2-1-9 راهكارهاي تامين عدالت اجتماعي 21
2-1-9-1 قانون صحيح 21
2-1-9-2 قانون گرايي 21
2-1-9-3 اخلاق 21
2-1-9-4 شايسته سالاري 22
2-1-9-5 نظارت اجتماعي 22
2-1-9-6 پيوند استوار حكومت و ملت 23
2-1-9-7 زي مردمي داشتن كاگزاران نظام 23
2-1-9-8 مبارزه با ستمگران 23
2-1-10 مفهوم عدالت سازمانی 23
2-1-11 تعریف عدالت سازمانی 26
2-1-12 مدل عمومي عدالت سازماني 27
2-1-13 ابعاد عدالت در سازمان 28
شکل (2-1): مؤلفه های عدالت سازمانی (ایوانسویچ و ماتسون 1996، 567) 28
2-1-13-1 عدالت توزیعی 28
2-1-13-1-1 نظریه برابری 31
2-1-13-1-2 واكنشهاي افراد در مقابل برابري و نابرابري ادراك شده 32
2-1-13-1-3 کاربردهای مدیریتی نظریه برابری 34
2-1-13-1-4 مدل قضاوت عادلانه 35
2-1-13-1-5 معيارهاي عدالت توزيعي 36
2-1-13-2 عدالت رویه ای 36
2-1-13-2-1 راهکارهای درک عادلانه رویه ها 37
2-1-13-3 عدالت تعاملی 38
2-1-14 طبقهبندي گرين برگ از عدالت 39
2-1-15 کانون های عدالت سازمانی 41
2-1-16 عوامل مؤثر بر درک عدالت در سازمان 41
شکل (2-2): عوامل مؤثر بر درک عدالت در سازمان (امیرخانی 1387، 93) 42
2-1-16-1 پیامدهایی که شخص از سازمان دریافت می کند 42
2-1-16-2 رویه های سازمانی 42
2-1-16-3 خصوصیات ادراک کننده 42
2-1-16-4 ویژگی های شخصیتی 42
2-1-16-5 ویژگی های جمعیت شناسی 43
2-1-17 نتایج حاصل از درک عدالت در سازمان 44
شکل (2-3): نتایج حاصل از درک عدالت در سازمان ( حسین زاده و ناصری 1386، 20) 44
2-1-17-1 عملکرد کاری 44
2-1-17-2 رفتار شهروندی سازمانی 45
2-1-17-3 رفتار خلاف انتظار و ترک شغل 45
2-1-17-4 واکنش های نگرشی و احساسی نسبت به پیامدهای خاص، سازمان و سرپرست 45
2-1-17-5 افزایش تعهد سازمانی 46
2-1-17-6 رضایت شغلی و رضایت مشتری 46
شکل (2-4): پیشآیندها و پیامدهای عدالت سازمانی (حسین زاده و ناصری 1386، 20) 48
2-1-18 قوانین شش گانه برای استقرار عدالت سازمانی 48
2-1-19 مديريت منابع انسانی و عنصر عدالت 48
2-1-19-1 عدالت در استخدام افراد سازمان 49
2-1-19-2 عدالت در طراحی نظام جبران خدمات 49
2-1-19-3 عدالت در آموزش کارکنان 50
2-1-19-4 عدالت در طراحی سیستم های انضباطی 51
2-1-19-5 عدالت در اخراج کارکنان 51
2-1-19-6 عدالت در طراحی نظامِ ارزيابی كاركنان (تعيين شايستگی) 52
2-1-20 موانع اجرای تحقق عدالت سازمانی 53
شکل (2-5): موانع اجرای تحقق عدالت سازمانی (پورعزت 1388، 33) 53
2-1-20-1 تعریف نشدن اهداف و استراتژیها بر محور عدالت 53
2-1-20-2 محیط 54
2-1-20-3 اندازه سازمان 54
2-1-20-4 ساخت قدرت و کنترل 55
2-1-20-5 موانع آگاهانه 56
2-1-20-6 موانع نا آگاهانه ( سوء ادراکات) 56
بررسی تحقيقات انجام شده در مورد عدالت سازماني 58
2-3-1-1 تحقيقات انجام شده در داخل كشور 58
2-3-2-2 تحقيقات انجام شده در خارج كشور 60
منابع و مآخذ 63
فهرست منابع فارسی 63
فهرست منابع انگلیسی 70
پارس پروژه پرتال خدمات دانشگاهی
