بررسی مدار تلویزیون

کد محصول BR144

تعداد صفحات: ۱۲۰ صفحه فایل WORD

قیمت: ۱۵۰۰۰ تومان

دانلود فایل بلافاصله بعد از خرید

فهرست مطالب :

مقدمه
تعریف تلویزیون
مقایس زمانی تجزیه تصویر
همراه کردن صوت در ارسال تصویر
گیرنده تلویزیون سیاه و سفید
۱.بلوک دیاگرام گیرنده تلویزیون
۲- تیونر تلویزیون
شناسایی عیب گیرنده از روی تصویر
۱.معایب قسمت HF و IF تجزیه و تحلیل عوامل عیب
۱-تنظیم مناسب تیونر گیرنده.
۲-تنظیم تقویت کننده HF و IF .
۱- معایب قسمت HF و IF تجزیه و تحلیل عوامل عیب
۲.معایب تقویت کننده Video تجزیه و تحلیل عوامل عیب
۳-معایب سنکرونیزاسیون تجزیه و تحلیل عیب
۴. معایب سیستم انحراف عمودی تجزیه و تحلیل عوامل عیب
۵. معایب سیستم انحراف افقی تجزیه و تحلیل عوامل عیب
۶. معایب منبع تغذیه تجزیه و تحلیل عوامل عیب
۷. معایب متفرقه گیرنده تجزیه و تحلیل عوامل عیب
اصول تلویزیون رنگی
۱.مقدمه
۲.تصویر در تلویزیون سیاه و سفید
۳.سازش و هماهنگی به عنوان شرط اساسی
۱.تطابق حدود طیف فرکانس
۲.تطابق امپولسهای سنکرون ساز و امپولسهای محو کننده
۳.لابلائی شانه ای فرکانس
۴.محو یا تضعیف حامل رنگ
۵.ایجاد رنگها در تلویزیون رنگی
۵. سیگنالهای رنگهای اولیه
۱.سیگنال تکاثف درخشندگی و سیگنالهای تفاضلی رنگ
۲.پهنای باند فرکانسی سیگنالهای مهم تلویزیون رنگی
۳.دایره رنگ
۴.ارتباط دایره رنگ با تلویزیون رنگی
۱۰. مثلث رنگ ماکسول
۱۱. برست Burst
۱۲. نمایش طرز کار تلویزیون رنگی
ساختمان کلی فرستنده و گیرنده تلویزیون رنگی
۱.وجه اشتراک سیستمهای تلویزیون رنگی
۱.بلوک دیاگرام کلی کد کننده رنگ color coding
۲.ساختمان کلی سیگنال نوع رنگ
۱.انواع مدولاآسیون حامل رنگ
۵. بلوک دیاگرام کلی گیرنده تلویزیون رنگی
۶. دگرگونیهای بلوک دیاگرام گیرندهای تلویزیون رنگی
ضبط ویدیو سیستمهای ضبط و پخش
۱.مقدمه
۲. اصول ضبط ویدیو
۳. منحنی B-H
۴. ضبط با جریان مبنا
۵. طول موج سیگنال ضبط شده
۶. مشخصات سیگنال پخش شده
۷. دامنه دینامیکی
۸. حد عملی فرکانسهای بالامقدمه
۹. بالا بردن سرعت نوشتن
۱۰. کنترل جارو کننده هد
۱۱. اندازه نوار
مقایسه سیستمهای PAL,NTSC و SECAM نظری به آینده تلویزیون
۱. مقایسه SECAM , PAL , NTSC
۲. چرا تلویزیون رنگی ؟
۳. نظری به آینده تلویزیون

تعریف تلویزیون
آنچه که امروزه در اصطلاح عمومی تلویزیون نامیده می شود عبارت است از انتقال پیوسته تمام معلومات قابل رویت یک میدان دید توسط امواج الکترومغناطیسی از یک نقطه به محل دیگر به نحوی که تمام تغییرات طبیعی این میدان دید حرکات تغییرات روشنایی و تاریکی از دور با احساس همزمانی و پیوستگی قابل تعقیب باشد.
ولی در واقع تلویزیون هنگامی حقیقی است که دیدگان با مسلح شدن به نوعی وسیله اپتیک مثلاً جام جمشید افسانه ای بتواند با انتخاب شخصی و بدون هیچ وسیله کمکی دیگر شیئی را از دور رویت و آن را در نظر بگیرد. سیستمهای رادار که در آنها از انعکاس امواج میلیمتری متمرکز تصویر نقاط دور به وجود می آید می توانند به عنوان یک نوع تقرب نسبی به جام جادویی تلویزیون واقعی در نظر گرفته شوند.
آنچه که ما در اینجا بدان خواهیم پرداخت آن نوع از تکنیک انتقال تصاویر است که پس از مدت بیش از سی سال زمان تکامل امروزه میدان صنعتی وسیعی را به خود اختصاص داده است . این تکنیک که به نحو فوق العاده ای پیشرفت کرده است ولی تکامل آن را هنوز پایان نیافته است دستگاههایی را به وجود آورده است که با آنها گرچه افسانه جام جمشید به حقیقت نپوسته است ولی اهمیت آنها از نقطه نظر کوشش انسان برای از میان بردن حدود
فضائی حس بینائی به هیچ وجه کمتر نیست. ما در روی صفحه تصویر یک گیرنده تلویزیون می توانیم فقط آن چیزی را از دور ببینیم که در آن محل از دوربین تلویزیون گرفته شده توسط فرستنده و گیرنده با شرایطی که برای واضح بودن تصویر قائل می شویم و نیز توسط حدود طبیعی انتشار امواج ااکترومغناطیسی تعیین می شود. با استفاده از تقویت کننده های مدرن با حداقل نویز- تقویت کننده های پارامتری و Maser- و به کمک ماهواره ها از این حدود تقریباً از میان رفته اند و میدان عمل تلویزیون به نحو غیر قابل تصوری وسعت گرفته است.
مقایس زمانی تجزیه تصویر
۱. میدان تصویر تلویزیون یک ((میدان)) یا ((مجموعه)) ای از سطرهای (افقی) تصویر است که مجاور هم قرار گرفته اند و یک نوع ((رده های سطر)) بوجود می آورند. بنا به تجسم اولیه در مورد ساختمان موزائیکی تصویر که هر سطر از المانهای کوچکی با سطع معینی تشکیل می شوند باید هر سطر را مجموعه ای از نقاط با روشنایی مختص به خود حساب آورد. ولی واقعیت این است که نه تنها در طول خطوط سطرها بلکه در امتداد عمود بر آن هم تغییرات روشنایی تصویر و همراه با آن تغییرات دامنه سیگنال الکتریکی حامل آن بطور پیوسته اسن و هیچگونه جهشی از یک نقطه به نقطه دیگر یا از یک سطر به سطر دیگر صورت نمی گیرد. بنابراین تجسم موازئیک مانند تصویر گرچه یک وسیله کمکی است ولی بر خلاف واقعیت فیزیکی است. در آینده این مطلب را دقیق تر مورد مطالعه قرار خواهیم داد.
برای مطالعات بعدی لازم است سطرهای تصویر را از بالا به پایین با ۱و۲و۳و…K شماره گذاری کنیم.
۲. تجزیه تصویر در مقایس زمان فرکانسهای کاملاً متفاوت زیر را بدست می دهد:
الف: فرکانس سطرها و یا فرکانس افقی Fz عبارت است از تعداد سطرهایی که در یک ثانیه نوشته می شوند.
ب: فرکانس میدان تصویر م یا فرکانس عمودی Ff که عددی است مشخص تعداد میدانهای سطرها که در یک ثانیه نوشته می شوند.وقتی کلیه سطرهای یک تصویر هنگام تجزیه از شماره ۱ تا k (آخرین سطر) پشت سر هم نوشته شوند فرکانس میدان تصویر Ff و فرکانس تصویر Fb مساویند. فرکانس تصویر Fb تعداد تصاویر کاملی را که در یک ثانیه نوشته می شوند مشخص می کند. در طریقه معمول امروزی به نام ((روش بین هم قرار دادن سطرها)) و یا Interlaced Scanning برای از بین بردن اثر چشمک زدن میدان دید در دو میدان شامل سطرهای با شماره های فرد(۱و۳و۵…۱-k) و دیگری از سطرهای با شماره های جفت تشکیل می گردد. میدانهای سطر با فرکانس میدان تصویر Ff نوشته می شوند و از هر دو میدان سطر یک میدان کامل تصویر بوجود می آید. این دو میدان بین هم قرار می گیرند و فرکانس تصویر Fb نصف Ff می باشد. در محل گیرنده در اثر کندی کار چشم اینطور احساس می شود که عملاً در هر ثانیه به اندازه Ff تصویر کامل نوشته می شود در سیستم اروپایی Hz25=Fb و از این رو ۵۰=Ff می باشد.
ج: ماکزیمم فرکانس مدولاسیون Fmax را که بعداً دقیق تر تعریف خواهد شد می توان برای تجسم بهتر به صورت تعداد تغیراتی که در هر ثانیه اشعه از روشن به تاریک عوض می شود در نظر گرفت. بنا به مطالبی که در قسمت ۲ گفته شد این فرکانس مساوی نصف تعداد نقاط تصویر است که در یک ثانیه نوشته می شوند به این ترتیب Fmax= p/2Tb که در آن Tb زمان نوشته شدن یک تصویر کامل است.
همراه کردن صوت در ارسال تصویر
در تلویزیون معمولی انتقال قسمتهای اکوستیکی تصویر همراه تصویر و از طریق همان کانال صورت می گیرد. امروزه معمول بر این است که دو مولفه صوت و تصویر بر روی حامل های مختلف مدوله می شوند. فاصله بین دو حامل نه تنها توسط ماکسیمم فرکانس مدولاسیون مدولاسیون تصویر Fmax تعیین می شود، بلکه علاوه بر آن سادگی و ارزانی وسائل سلکسیون کانال صورت صوت در گیرنده، که به هیچ وجه نباید وارد کانال تصویر شود، رل بزرگی را بازی می کند. مراعات این موضوع باعث می شود که حاملهای صوت و تصویر بیش از فرکانس Fmax از هم فاصله بگیرند. پهنای باند کانال انتقال تلویزیون ( صوت و تصویر ) در سیستم FCC امروز ۶ مگاهرتس و در سیستم CCIR عموماً ۷ مگاسیکل تعیین شده است.
برای بالا بردن کیفیت صوت در تلویزیون، علاوه بر کوششهایی که در جهت کاستن مصارف لازم برای جدا کردن آن از تصویر بعمل آمد، برای اولین دفعه در آمریکا معمول شد که علائم تصویر را با مدولاسیون دامنه صوت را با مدولاسیون دامنه صوت را با مدولاسیون فرکانس انتقال دهند. در سیستم FM در اثر پهنای بیشتر باند نسبت سیگنال به نویز خیلی بالاتر و کیفیت اکوستیکی گیرنده به میزان قابل توجهی بهتر است. این طریقه که بعداً در اروپا نیز از آن استقبال شد. روش جدیدی را به نام Intercarrier Systems ببار آورد. بدین ترتیب که فرکانس حامل تصویر f با مدولاسیون دامنه و فرکانس حامل صوت f2 با مدولاسیون فرکانس ابتدا در گیرنده (برای تولید فرکانس if) با فرکانس واحدی آمیخته می شوند.
سپس هر دو فرکانس if حامل تصویر و صوت از قسمت if تصویر (با پهنای کانال) می گذرند. در مدولاتور علاوه بر سیگنال Video که به شدت اشعه لامپ تصویر را هدایت می کند. یک فرکانس ثابت if جدید صوت برابر ۱f – ۲f (MHz 5/5=CCIR ، MHz 5/4=FCC) به وجود می آید که فرکانس حامل آن کاملا ثابت و تغییرات فرکانس اسیلاتور گیرنده بهیچ وجه تاثیری در آن ندارد. این فرکانس IF جدید
صوت که به صورت FM است. بعد از تقویت و محدود سازی از آشکار سازی نسبی گشته بلند گوار هدایت می کند. پیشنهادهای مربوطه به اینکه صوت و تصویر هر دو توسط یک حامل انتقال داده شوند به دلایل فنی و اقتصادی جنبه علمی پیدا نکرده اند.