شناخت نیازها و ارزیابی تأثیر نیازها در انگیزش کارکنان امور اداری شرکت گاز

این فایل موجود نیست فهرست مطالب صرفا جهت معرفی ارائه گردیده است

فهرست مطالب :
فصل اول کلیات
مقدمه
1-1 بیان مسئله
2-1 اهمیت و ضرورت تحقیق
3-1 اهداف تحقیق
4-1 فرضیات و سوالات تحقیق
5-1 تعریف عملیاتی متغیرها در تحقیق
6-1 قلمرو تحقیق
7-1 واژه ها و اصطلاحات بکار رفته در تحقیق
فصل دوم ادبیات موضوع
1-2 معرفی شرکت
2-2 ماهیت انگیزش
3-2 اهمیت انگیزش
4-2 چهارچوب انگیزش
5-2 دیدگاههای تاریخی در انگیزش
1-5-2 دیدگاههای اولیه انگیزش
2-5-2 دیدگاه مدیریت علمی
3-5-2 دیدگاه روابط انسانی
6-2 نظریه های انگیزش
1-6-2 نظریه های محتوایی (تئوری نیازها)
2-6-2 نظریه های فرایندی انگیزش
3-6-2 نظریه های معاصر انگیزش
7-2 رابطه بین نیاز و انگیزش
فصل سوم روش تحقیق
مقدمه
1-3 روش تحقیق
2-3 جامعه آماری
3-3 نمونه و روش نمونه گیری
4-3 ابزار گرداوری داده ها
5-3 روش تجزیه و تحلیل داده ها
6-3 محدودیتهای تحقیق
فصل چهارم تجزیه و تحلیل یافته ها
1-4 توصیف داده ها
فصل پنجم نتیجه گیری و پیشنهادات
1-5 نتیجه گیری
2-5 پیشنهادات
منابع
پیوستها

چکیده
در شرکتهای خدماتی افراد عنصر اصلی سازمان محسوب می شوند. بالطبع افراد موجود در این سازمانها دارای یکسری نیاز هستند که با برآوردن این نیازها، انگیزش در آنان افزایش می یابد. در تحقیق حاضر به دنبال شناسایی نیازها و ارزیابی تأثیر نیازها در انگیزش کارکنان هستیم. روش تحقیق، روش توصیفی از نوع همبستگی است. برای جمع آوری اطلاعات از ابزار مطالعه مصاحبه و پرسشنامه استفاده شده است. جامعة آماری تحقیق شامل کارکنان امور اداری شرکت ملی گاز تهران بزرگ بوده است. روش نمونه گیری تصادفی ساده بوده است.
حجم نمونه برابر با 20 نفر از کارکنان اداره مذکور بود. از بررسی و تجزیه و تحلیل اطلاعات و نتایج حاصله مشخص گردید که ترکیب نیازهای شدید کارکنان در مقطع زمانی انجام پژوهش نیاز به کسب موفقیت، نیاز ایمنی، نیاز به رشد و پیشرفت، نیاز به نظم، نیازهای زیستی، نیاز به استقلال، نیازهای اجتماعی بوده که با نادیده گرفته شدن این نیازها، میزان انگیزش کارکنان تقلیل یافته است.

مقدمه

نيروي انساني موجود در هر جامعه عامل اساسي و تعيين كننده اي است كه با شركت مستقيم در توليد و خدمات يا به صورت اعمال تراوشات فكري در انواع فعاليتها موجبات توسعه و پيشرفت اقتصادي و اجتماعي هر كشوري را فراهم مي سازد. عملكرد نيروي انساني به عنوان عامل اساسي بستگي به توانايي و انگيزش وي دارد.

توانايي ها و مهارتها تنها فرد را قادر مي سازد، عملكرد نيروي انساني به عنوان عامل اساسي بستگي به توانايي و انگيزش وي دارد.

توانايي ها و مهارتها تنها فرد را قادر مي سازد كه وظيفه اش را انجام دهد اما براي اينكه او كارش را به نحو مطلوب انجام دهد نياز به انگيزش دارد (مقدمي پور، 1378، 189)

انگيزش به معناي تحرك درآوردن رفتار فعال براي ارضاي نياز است. بعضي از نيازها مانند احتياح زيستي به آب و هوا، غذا، خواب، سرپناه جزو نيازهاي اوليه است و ساير نيازها را مي توان به عنوان نيازهاي ثانويه تلقي كرد كه مانند نياز به قدر و منزلت، مقام، وابستگي به ديگران، محبت و. موفقيت و … كه درجه شدت اين نيازها در اشخاص مختلف متفاوت است. (ايران نژاد، 1376، 376) در تحقيق حاضر به دنبال آن هستيم كه نيازهاي كاركنان شركت را مورد مطالعه و بررسي قرار دهيم كه مهمترين عامل مؤثر بر نظام انگيزش به شمار مي رود. در سنجش نيازهاي شديد كاركنان از مدل پنج طبقه اي سلسله مراتب نيازهاي مازلو كه به ترتيب عبارتند از نيازهاي فيزيولوژيك، ايمني، امنيت، اجتماعي و تعلق، احترام و خودشكوفايي و همچنين نيازهاي آشكار ماري، تئوري دو عاملي هرزبرگ و تئوري مك كلند به عنوان الگو استفاده شده است.

تركيب نيازهاي شديد كاركنان وضعيت انگيزشي آنان را نشان خواهد داد و با مطالعه و بررسي بيشتر مشخص خواهد گرديد كه سازمان مذكور تا چه حد به ارضاي اين نيازها توجه جدي دارد.

1-1      بيان مسئله

سازمانها ديرزماني است كه منابع مالي و مادي خود را از ديدگاه بلند مدت مد نظر قرار داده اند، تنها در سالهاي اخير است كه به طور جدي به كاربرد همين ديدگاه در زمينة منابع انساني پرداخته اند. اكنون بسياري از سازمانها مايلند كه كارمندان خود را به صورت منابعي همانند يك بانك استعداد براي آينده پرورش دهند تا با پيشرفت و رشد آنان از اين منابع انساني بهره گيرند (ستيرز روپورتر، 1372، 5)

فلسفه وجودي شركت مبني بر دريافت، فروش و توزيع گاز شهري در محدوده فرمانداري هاي ري، تهران و شميرانات مي باشد. كاركنان مي‌بايست در بالاترين سطح انگيزش جهت ارائه خدمات و ارضاي منافع مردم (مشتركين) باشند و مديريت مي بايست در اين راستا تمام امكانات خود را در جهت ارتقاء سطح انگيزش كاركنان به كار گيرد.

سطح انگيزش كاركنان در نحوه ارائه خدمت، نظم و انضباط حاكم بر فضاي سازمان، ميزان جابجايي و غيبت و … منعكس مي گردد. چنين به نظر مي رسد كه عوامل گوناگوني از قبيل پايين بودن حقوق و دستمزد، پايين بودن اضافه كاري، محيط فيزيكي كار، حجم بالاي كار، تقسيم نادرست كار در به وجود آمدن مشكلات دخالت داشته است. نتيجتاً پيامدهايي كه اين كمبودها براي سازمان تحميل مي كند، مي تواند مواردي از قبيل پايين بودن بهره وري، عدم رغبت به كار، كم كاري، افزايش غيبت باشد. با توجه به اين واقعيت مي توان دريافت كه كاركنان در حد مطلوب انگيزش كار نمي كنند. جهت بررسي و ارزيابي علل ايجاد افت انگيزش محقق اقدام به تحقيق فوق نموده است.

در اين روند پايه اساسي پژوهش مبتني بر نظريه سلسله مراتب نيازهاي مازلو، نظرية نيازهاي آشكار ماري، تئوري دو عاملي هرزبرگ، تئوري مك كلند مي باشد تا بتوان تركيب نيازهاي شديد كاركنان را شناخت و بر اساس اهميت نيازها به اولويت بندي آن نيازها پرداخت و از طريق راه كار مورد لازوم جهت ارضاي نيازهاي ضروري بر حسب اولويت آنها به مديريت ارائه نمود تا مديريت سازمان با استفاده از راه كار ارائه شده در جهت افزايش انگيزش كاركنان حركت نموده و در نهايت انگيزش كل سازمان بهبود يابد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.