مشخصات مقاله فهرست مطالب نمونه ترجمه مقاله انگلیسی سایت ناشر خرید ترجمه مقالات مرتبط سفارش پروپوزال
سلام دوست من ، توی این پست براتون یه مقاله جدید با موضوع موانع مدیریت بهداشت و ایمنی شغلی در بنگاههای خرد و کوچک: تحلیلی چندسطحی در بستر یک کشور درحالتوسعه ، منتشر کردیم. این مقاله یه مقاله ISI و علمی پژوهشی هست که توی پایگاه الزویر در سال 2027 منتشر شده. فایل انگلیسی شامل 11 صفحه PDF و فایل ترجمه 46 صفحه WORD و قابل ویرایشه، مثل همیشه مقاله انگلیسی رو می تونید رایگان دانلود کنید. بخش هایی از ترجمه هم براتون رایگان گذاشتم که قبل از خرید ، کیفیت ترجمه رو بررسی کنید. از کیفیت ترجمه هم نگم براتون که مثل همیشه عالییییه. برای خرید ترجمه کامل مقاله روی گزینه خرید و دانلود آنی ترجمه کلیک کنید بعد از پرداخت لینک دانلود بهتون نشون داده میشه، به ایمیلتونم ارسال میشه. اگر سوالی بود می تونید زیر این پست کامنت بزارید سریع جوابتونو میدم.
موانع مدیریت بهداشت و ایمنی شغلی در بنگاههای خرد و کوچک: تحلیلی چندسطحی در بستر یک کشور درحالتوسعه
عنوان انگلیسی:
Barriers to occupational health and safety management in micro and small enterprises: a multi-level analysis from a developing country context
کد محصول: M2149
سال نشر: 2027
نام ناشر (پایگاه داده): الزویر
نام مجله:Safety Science
نوع مقاله: علمی پژوهشی (Research Article)
متغیر : ندارد
فرضیه: ندارد
مدل مفهومی: ندارد
پرسشنامه : ندارد
تعداد صفحه انگلیسی: 11 صفحه PDF
تعداد صفحه ترجمه فارسی: 46 صفحه WORD
قیمت فایل ترجمه شده: 288000 تومان
برای دانلود رایگان مقاله انگلیسی بر روی دکمه ذیل کلیک نمایید
وضعیت ترجمه: این مقاله به صورت کامل ترجمه شده برای خرید ترجمه کامل مقاله بر روی دکمه ذیل کلیک نمایید (لینک دانلود بلافاصله بعد از خرید نمایش داده می شود)
مقالات مرتبط با این موضوع: برای مشاهده سایر مقالات مرتبط با این موضوع (با ترجمه و بدون ترجمه) بر روی دکمه ذیل کلیک نمایید
فهرست مطالب
۱. مقدمه
۲. موانع اجرای مدیریت بهداشت و ایمنی شغلی در بنگاههای خرد و کوچک
۳. روششناسی
۳.۱. بستر مطالعه و انتخاب بخش
۳.۲. نمایندگان اتحادیهها
۳.۳. گردآوری دادهها: مصاحبه با نمایندگان اتحادیهها
۳.۴. تحلیل دادهها
۴. نتایج
۴.۱. مدیریت بهداشت و ایمنی شغلی در بنگاههای خرد و کوچک صنعت مواد غذایی از دیدگاه مصاحبهشوندگان
۴.۲. موانع اجرای مدیریت بهداشت و ایمنی شغلی
۵. بحث
۵.۱. ادراک چندسطحی از موانع مدیریت بهداشت و ایمنی شغلی در بنگاههای خرد و کوچک
۵.۲. دیدگاههای مکمل نمایندگان کارفرمایان و کارگران
۵.۳. مشارکت کارگران بهعنوان پیامدی از شرایط سازمانی و کاری
۵.۴. وابستگی متقابل میان موانع و پیامدهای آن برای نظامهای اجتماعیـفنی
۶. نتیجهگیری
منابع
چکیده
بهداشت و ایمنی شغلی (OHS) در بنگاههای خرد و کوچک (MSE) همچنان یک چالش اساسی محسوب میشود؛ زیرا این بنگاهها بهطور نامتناسبی در معرض خطرات شغلی قرار دارند و ظرفیت محدودی برای اجرای شیوههای ساختاریافته مدیریت بهداشت و ایمنی دارند. اگرچه مطالعات پیشین چندین محدودیت مؤثر بر بهداشت و ایمنی شغلی در بنگاههای خرد و کوچک را شناسایی کردهاند، ادبیات پژوهشی همچنان تمرکز محدودی بر موانع خاص هر زمینه، بهویژه در کشورهای درحالتوسعه داشته، و فاقد رویکردهای تحلیلی چندسطحی که ذینفعان متعدد را در بر بگیرند،می باشد. این مطالعه با استفاده از بخش صنایع غذایی در باهیا، برزیل، بهعنوان زمینه تجربی، با هدف شناسایی موانع اجرای مدیریت بهداشت و ایمنی شغلی در بنگاههای خرد و کوچک انجام شده است. رویکردی کیفی اتخاذ شد که بر ۱۳ مصاحبه نیمهساختاریافته، شامل هشت نماینده اتحادیههای کارفرمایان و پنج نماینده اتحادیههای کارگران، استوار بود و پس از آن، تحلیل محتوای استقرایی انجام گرفت. نتایج، شش مانع اصلی را آشکار میکنند: شکنندگی نهادی، محدودیت منابع مالی، اولویتدهی پایین مدیریتی به بهداشت و ایمنی شغلی، هماهنگی ضعیف اتحادیهها، وابستگی به حمایت فنی خارجی و مشارکت ناکافی کارگران. این موانع در پنج سطح مرتبط با یکدیگر، یعنی سطح نهادی، سازمانی، بینسازمانی، حمایت فنی و کارگران، توزیع شدهاند که ماهیت نظاممند و بههمپیوسته آنها را برجسته میکند. در میان این موانع، شکنندگی نهادی، هماهنگی ضعیف اتحادیهها و وابستگی به حمایت فنی خارجی بهعنوان برجستهترین موانع ظاهر شدند. یافتهها نشان میدهند که موانع اجرای بهداشت و ایمنی شغلی در بنگاههای خرد و کوچک نهتنها تحت تأثیر عوامل داخلی سازمانی، بلکه تحت تأثیر شرایط نهادی و ارتباطی گستردهتر نیز شکل میگیرند. این مطالعه با ارائه یک چارچوب تحلیلی چندسطحی که ابعاد ساختاری، سازمانی و رفتاری را ادغام میکند و همچنین با فراهم کردن شواهد تجربی از بستر یک کشور درحالتوسعه، به ادبیات پژوهشی کمک میکند.
کلیدواژهها: موانع، صنایع غذایی، بنگاههای خرد و کوچک، بهداشت و ایمنی شغلی
Abstract: Occupational health and safety (OHS) in micro and small enterprises (MSE) remains a critical challenge, given their disproportionate exposure to occupational risks and limited capacity to implement structured health and safety management practices. Although previous studies have identified several constraints affecting OHS in MSE, the literature remains characterised by a limited focus on context-specific barriers, particularly in developing countries, and by a lack of multi-level analytical approaches incorporating multiple stakeholders. This study aims to identify the barriers to implementing OHS management in MSE, using the food industry sector in Bahia, Brazil, as the empirical context. A qualitative approach was adopted, based on 13 semi-structured interviews, including eight representatives of employers’ unions and five representatives of workers’ unions, followed by inductive content analysis. The results reveal six principal barriers: institutional fragility, financial resource constraints, low managerial prioritisation of OHS, weak union articulation, dependence on external technical support, and inadequate worker involvement. These barriers are distributed across five interrelated levels, institutional, organisational, inter-organisational, technical support, and worker, highlighting their systemic and interconnected nature. Among these, institutional fragility, weak union articulation, and dependence on external technical support emerged as the most prominent. The findings demonstrate that barriers to OHS implementation in MSE are shaped not only by internal organisational factors but also by broader institutional and relational conditions. This study contributes to the literature by proposing a multi-level analytical framework that integrates structural, organisational, and behavioural dimensions, as well as by providing empirical evidence from a developing country context.
Keywords: Barriers, Food industry, Micro and small enterprises, Occupational health and safety
۱. مقدمه
بهداشت و ایمنی شغلی (OHS) همچنان یکی از دغدغههای عمده جهانی است؛ بهطوریکه سالانه میلیونها کارگر تحت تأثیر حوادث و بیماریهای شغلی قرار میگیرند («گزارش سالانه ۲۰۲۱ | سازمان بینالمللی کار»؛ شاه و میشرا، ۲۰۲۴؛ ویترانو و میکلی، ۲۰۲۴). این چالش بهویژه در بنگاههای خرد و کوچک (MSEs) حاد است؛ بنگاههایی که در مقایسه با سازمانهای بزرگتر، بهطور مداوم نرخ بالاتری از حوادث و اثربخشی پایینتری در مداخلات پیشگیرانه نشان میدهند (هَسل و لیمبورگ، ۲۰۰۶؛ کاآسیس و بدری، ۲۰۱۸؛ کُنگ و همکاران، ۲۰۲۵؛ نورووزیکیا و همکاران، ۲۰۱۸؛ ترمبلی و بدری، ۲۰۱۸). با وجود اهمیت اقتصادی این بنگاهها، از آنجا که در بسیاری از کشورها اکثریت شرکتها و اشتغال را تشکیل میدهند، بنگاههای خرد و کوچک با دشواریهای مستمری در اجرای شیوههای ساختاریافته مدیریت بهداشت و ایمنی شغلی مواجه هستند (سالگوئرو-کاپاروس و همکاران، ۲۰۲۰).
پژوهشهای موجود طیفی از عوامل را شناسایی کردهاند که مانع اجرای مدیریت بهداشت و ایمنی شغلی در بنگاههای خرد و کوچک میشوند (تجامایا و همکاران، ۲۰۲۱)، از جمله محدودیت منابع مالی و انسانی (ابوعایشه و همکاران، ۲۰۲۱؛ شامپو و برون، ۲۰۰۳؛ فابیانو و همکاران، ۲۰۰۴؛ گارنیکا و بارریگا، ۲۰۱۸؛ ژو و همکاران، ۲۰۱۵)، چالشهای مقرراتی (گونکالوس فیلیو و لیال، ۲۰۲۵؛ هاگکویست و همکاران، ۲۰۲۰؛ سالگوئرو-کاپاروس و همکاران، ۲۰۲۰) و عوامل سازمانی (مازی و همکاران، ۲۰۱۹؛ رودریگز و همکاران، ۲۰۲۰). با وجود این پیشرفتها، شکافهای مهمی همچنان در ادبیات پژوهشی وجود دارند. نخست، مطالعات اخیر بهطور فزایندهای بر ارزیابی عملکرد بهداشت و ایمنی شغلی و انطباق با مقررات متمرکز شدهاند، نه بر شناسایی تجربی موانعی که در بسترهای سازمانی و نهادی خاص، مانع اجرای مدیریت بهداشت و ایمنی شغلی میشوند (المولی و همکاران، ۲۰۲۱؛ آنیفانتیس و همکاران، ۲۰۲۱؛ کانتونت و همکاران، ۲۰۱۹؛ هورواتووا و همکاران، ۲۰۲۴؛ نیتسیفسکا و کیریلیوک، ۲۰۲۰). دوم، شواهد موجود عمدتاً از کشورهای توسعهیافته به دست آمدهاند که این امر قابلیت کاربرد دانش موجود را در اقتصادهای درحالتوسعه محدود میکند؛ اقتصادهایی که در آنها شکنندگی نهادی، غیررسمی بودن فعالیتها و محدودیت منابع ممکن است چالشهای اجرایی متمایزی ایجاد کنند (هاگکویست و همکاران، ۲۰۲۰؛ هَسل و لیمبورگ، ۲۰۰۶). در نهایت، بیشتر مطالعات دیدگاهی در سطح بنگاه اتخاذ میکنند و توجه محدودی به نقش ذینفعان خارجی، مانند اتحادیههای کارفرمایان و کارگران، در تأثیرگذاری بر شیوههای مدیریت بهداشت و ایمنی شغلی دارند (ابوعایشه و همکاران، ۲۰۲۱؛ لگ و همکاران، ۲۰۱۵)…
1. Introduction Occupational health and safety (OHS) remains a major global concern, with millions of workers affected annually by occupational accidents and diseases (“Annual Report 2021 | International Labour Organization,” n.d.; Shah and Mishra, 2024; Vitrano and Micheli, 2024). This challenge is particularly acute in micro and small enterprises (MSEs), which consistently exhibit higher accident rates and lower effectiveness of preventive interventions compared to larger organizations (Hasle and Limborg, 2006; Kaassis and Badri, 2018; Kong et al., 2025; Nowrouzi-Kia et al., 2018; Tremblay and Badri, 2018). Despite their economic relevance, as they compose the majority of firms and employment in many countries , MSEs face persistent difficulties in implementing structured OHS management practices (Salguero- Caparr´os et al., 2020).
Existing research has identified a range of factors that hinder the implementation of OHS management in MSEs (Tejamaya et al., 2021), including limited financial and human resources (Abu Aisheh et al., 2021; Champoux and Brun, 2003; Fabiano et al., 2004; Garnica and Barriga, 2018; Zhou et al., 2015), regulatory challenges (Goncalves Filho and Leal, 2025; Hagqvist et al., 2020; Salguero-Caparr´os et al., 2020), and organizational factors (Masi et al., 2019; Rodrigues et al., 2020). Despite these advances, important gaps remain in the literature. First, recent studies have increasingly focused on evaluating OHS performance and regulatory compliance rather than empirically identifying the barriers that impede the implementation of OHS management in specific organisational and institutional contexts (Al Mawli et al., 2021; Anyfantis et al., 2021; Cantonnet et al., 2019; Horv´athov´a et al., 2024; Niciejewska and Kiriliuk, 2020). Second, the available evidence is predominantly derived from developed countries, limiting the applicability of existing knowledge to developing economies, where institutional fragility, informality, and resource constraints may create distinct implementation challenges (Hagqvist et al., 2020; Hasle and Limborg, 2006). Finally, most studies adopt a firm-level perspective, paying limited attention to the role of external stakeholders, such as employers’ and workers’ unions, in influencing OHS management practices (Abu Aisheh et al., 2021; Legg et al., 2015)…
۲. موانع اجرای مدیریت بهداشت و ایمنی شغلی در بنگاههای خرد و کوچک
ادبیات بینالمللی مربوط به مدیریت بهداشت و ایمنی شغلی در بنگاههای خرد و کوچک، شامل شواهدی از کشورهای توسعهیافته و درحالتوسعه، مجموعهای از موانع مرتبط با یکدیگر را شناسایی کرده است که اجرای سیستمهای مدیریت بهداشت و ایمنی شغلی را محدود میکنند (تجامایا و همکاران، ۲۰۲۱). اگرچه ماهیت و اهمیت نسبی این موانع در بسترهای ملی، نهادی و بخشی مختلف متفاوت است، مطالعات پیشین بهطور مداوم گزارش میکنند که این موانع، «ساختارهای آسیبپذیری» بههمپیوستهای را شکل میدهند که در آنها، منابع محدود، ویژگیهای سازمانی و فشارهای نهادی خارجی بهطور مشترک ظرفیت شرکتها را برای اتخاذ شیوههای پیشگیرانه مؤثر محدود میکنند (نری و همکاران، ۲۰۲۱). بنابراین، موانع مورد بحث در این بخش، یافتههای ادبیات بینالمللی را تلفیق میکنند و پیشزمینه نظریای را فراهم میآورند که یافتههای تجربی حاصل از صنایع غذایی برزیل متعاقباً بر اساس آن تفسیر میشوند.
محدودیتهای اقتصادی از جمله موانعی هستند که بیش از همه شناسایی شدهاند؛ زیرا بنگاههای خرد و کوچک معمولاً با منابع مالی و انسانی محدودی فعالیت میکنند و این امر سرمایهگذاری در اقدامات ایمنی و تخصص را محدود میسازد (آلوارز خارامییو و همکاران، ۲۰۱۹؛ کالدرا و همکاران، ۲۰۱۹؛ نری و همکاران، ۲۰۲۱). این محدودیتها ارتباط نزدیکی با ویژگیهای سازمانی دارند، بهویژه ساختارهای مدیریتی غیررسمی شرکتهای خرد و کوچک که در آنها، مالکان-مدیران اغلب فاقد آموزش رسمی در زمینه بهداشت و ایمنی شغلی هستند و برای مواجهه با الزامات پیچیده مقرراتی با دشواری روبهرو میشوند (بالدوک و همکاران، ۲۰۰۶؛ هَسل و همکاران، ۲۰۱۲، ۲۰۰۹؛ هَسل و لیمبورگ، ۲۰۰۶؛ لِرد و همکاران، ۲۰۱۱؛ لگ و همکاران، ۲۰۱۵؛ تریانی و همکاران، ۲۰۱۹)…
2. Barriers to the implementation of OHS management in micro and small enterprises The international literature on OHS management in MSEs, including evidence from both developed and developing countries, has identified a set of interrelated barriers that constrain the implementation of OHS management systems (Tejamaya et al., 2021). Although the nature and relative importance of these barriers vary across national, institutional, and sectoral contexts, previous studies consistently report that they form interconnected “vulnerability structures” in which limited resources, organisational characteristics, and external institutional pressures jointly restrict firms’ capacity to adopt effective preventive practices (Neri et al., 2021). The barriers discussed in this section therefore synthesise findings from the international literature and provide the theoretical background against which the empirical findings from the Brazilian food industry are subsequently interpreted.
Economic constraints are among the most frequently identified barriers, as MSEs typically operate with limited financial and human resources, restricting investment in safety measures and expertise (´Alvarez Jaramillo et al., 2019; Caldera et al., 2019; Neri et al., 2021). These constraints are closely linked to organizational characteristics, particularly the informal management structures of micro and small firms, where owner-managers often lack formal training in OHS and face difficulties navigating complex regulatory requirements (Baldock et al., 2006; Hasle et al., 2012, 2009; Hasle and Limborg, 2006; Laird et al., 2011; Legg et al., 2015; Trianni et al., 2019)…
۳.۱. بستر مطالعه و انتخاب بخش
در برزیل، بنگاههای خرد و کوچک بهطور رسمی بر اساس قوانین ملی و با توجه به درآمد ناخالص سالانه طبقهبندی میشوند. بنگاههای خرد بهعنوان شرکتهایی تعریف میشوند که درآمد سالانه آنها حداکثر ۳۶۰٬۰۰۰ رئال برزیل است؛ درحالیکه بنگاههای کوچک شرکتهایی هستند که درآمد سالانه آنها بین ۳۶۰٬۰۰۰ تا ۴٫۸ میلیون رئال برزیل قرار دارد (رئال برزیل = واحد پول ملی برزیل) (پریرا و همکاران، بدون تاریخ). این طبقهبندی در مطالعه حاضر مورد استفاده قرار گرفت.
این مطالعه از طرح پژوهش کیفی استفاده میکند و بخش تولید مواد غذایی را بهعنوان بستر تجربی در نظر میگیرد. این بخش بر اساس اهمیت تحلیلی و دسترسیپذیری تجربی آن انتخاب شد…
3.1. Study context and sector selection In Brazil, MSEs are officially classified according to national legislation based on gross annual revenue. Microenterprises are defined as firms with annual revenues of up to BRL 360,000, while small enterprises are those with annual revenues between BRL 360,000 and BRL 4.8 million (BRL=Brazilian national currency)(Pereira et al., n.d.). This classification was adopted in the present study. This study adopts a qualitative research design and uses the food manufacturing sector as an empirical context. This sector was selected based on its analytical relevance and empirical accessibility…
۵. بحث
۵.۱. ادراک چندسطحی از موانع مدیریت بهداشت و ایمنی شغلی در بنگاههای خرد و کوچک
یافتهها، ادبیات موجود درباره بهداشت و ایمنی شغلی (OHS) در بنگاههای خرد و کوچک (MSEs) را تقویت و گسترش میدهند و نشان میدهند که موانع اجرای بهداشت و ایمنی شغلی چندسطحی، وابسته به یکدیگر و بهشدت متأثر از بستر نهادی هستند. درحالیکه مطالعات پیشین موانع مرتبط با محدودیتهای مالی، پیچیدگی مقررات و ویژگیهای مدیریتی را شناسایی کردهاند (شامپو و برون، ۲۰۰۳؛ فابیانو و همکاران، ۲۰۰۴؛ هَسل و لیمبورگ، ۲۰۰۶؛ لاندستاد و همکاران، ۲۰۲۲؛ مازی و کانیو، ۲۰۱۵)، مطالعه حاضر با ادغام این موانع در چارچوبی تحلیلی و چندسطحی که سطوح نهادی، بینسازمانی، سازمانی، حمایت فنی و کارگران را در بر میگیرد، این ادبیات را توسعه می دهد.
یکی از مشارکتهای قابلتوجه این مطالعه آن است که هر شش مانع از سوی نمایندگان کارفرمایان و کارگران به رسمیت شناخته شدند، هرچند این دو گروه در نحوه تفسیر منشأ و پیامدهای آنها تفاوت داشتند. این تفاوتها بهجای آنکه بیانگر دیدگاههای متعارض باشند، موقعیتهای نهادیای را منعکس میکنند که هر گروه در آن قرار دارد. نمایندگان کارفرمایان تمایل داشتند بر امکانپذیری عملیاتی، پیچیدگی مقررات و پایداری مالی تأکید کنند؛ درحالیکه نمایندگان کارگران بر اثربخشی مقررات، شرایط کاری و حفاظت از کارگران تمرکز داشتند. همگرایی دو گروه در شناسایی موانع یکسان، اعتبار یافتهها را تقویت میکند و در عین حال نشان میدهد که موانع اجرای بهداشت و ایمنی شغلی ماهیتی ساختاری دارند، نه اینکه صرفاً مختص سازمانی خاص باشند…
5. Discussion 5.1. A multilevel understanding of barriers to OHS management in micro and small enterprises The findings reinforce and extend the existing literature on occupational health and safety (OHS) in micro and small enterprises (MSEs) by demonstrating that barriers to OHS implementation are multilevel, interdependent, and strongly influenced by institutional context. While previous studies have identified barriers related to financial constraints, regulatory complexity, and managerial characteristics (Champoux and Brun, 2003; Fabiano et al., 2004; Hasle and Limborg, 2006; Landstad et al., 2022; Masi and Cagno, 2015), the present study advances this literature by integrating these barriers within a multi-level analytical framework encompassing institutional, inter-organizational, organizational, technical support, and worker levels.
A notable contribution of this study is that all six barriers were recognised by both employers’ and workers’ representatives, despite differences in how they interpreted their origins and consequences. Rather than representing conflicting viewpoints, these differences reflect the institutional positions occupied by each group. Employers’ representatives tended to emphasise operational feasibility, regulatory complexity, and financial sustainability, whereas workers’ representatives focused on regulatory effectiveness, working conditions, and worker protection. The convergence of both groups around the same barriers strengthens the credibility of the findings while demonstrating that barriers to OHS implementation are structural rather than organisation specific…
۶. نتیجهگیری
بهبود بهداشت و ایمنی شغلی در بنگاههای خرد و کوچک همچنان چالشی اساسی برای پژوهشگران و سیاستگذاران به شمار میرود؛ بهویژه با توجه به اینکه کارگران این بنگاهها بهطور نامتناسبی در معرض مخاطرات شغلی قرار دارند. با وجود افزایش حجم پژوهشهای مربوط به مدیریت بهداشت و ایمنی شغلی، اجرای شیوههای ساختاریافته مدیریت ریسک در بنگاههای خرد و کوچک همچنان با مجموعهای پیچیده از عوامل مرتبط با یکدیگر محدود میشود. این مطالعه با ارائه تحلیلی مبتنی بر شواهد تجربی و حساس به زمینه، درباره موانع اجرای مدیریت بهداشت و ایمنی شغلی در بخش صنعت غذا در ایالت باهیا، برزیل، به این بحث کمک میکند.
نتایج نشان میدهند که موانع مدیریت بهداشت و ایمنی شغلی مجزا نیستند، بلکه ماهیتی چندسطحی و نظاممند دارند و ابعاد نهادی، سازمانی، بینسازمانی، فنی و مرتبط با کارگران را در بر میگیرند. در میان موانع شناساییشده، شکنندگی نهادی، هماهنگی ضعیف اتحادیهها و وابستگی به حمایت فنی خارجی برجستهترین موانع بودند که نقش محوری عوامل بیرونی و ارتباطی را در شکلدهی به رویههای بهداشت و ایمنی شغلی در بنگاههای خرد و کوچک نشان میدهند. همزمان، محدودیتهای درونی سازمانی، مانند محدودیت منابع مالی، اولویتدهی پایین مدیریتی به بهداشت و ایمنی شغلی و مشارکت محدود کارگران، تداوم رویکردهای واکنشی بهجای رویکردهای پیشگیرانه را تقویت میکنند. این یافتهها تأکید میکنند که چالشهای بهداشت و ایمنی شغلی در بنگاههای خرد و کوچک صرفاً به انتخابهای مدیریتی مربوط نیستند، بلکه عمیقاً در شرایط ساختاری و نهادی گستردهتر ریشه دارند…
6. Conclusion Improving occupational health and safety (OHS) in micro and small enterprises (MSEs) remains a critical challenge for both researchers and policymakers, particularly given the disproportionate exposure of workers in these firms to occupational risk. Despite the growing body of literature on OHS management, the implementation of structured risk management practices in MSEs continues to be constrained by a complex set of interrelated factors. This study contributes to this debate by providing an empirically grounded and context-sensitive analysis of the barriers to implementing occupational health and safety management in the food industry sector in Bahia, Brazil. The results demonstrate that barriers to OHS management are not isolated, but rather multi-level and systemic, spanning institutional, organizational, inter-organizational, technical, and worker dimensions. Among the identified barriers, institutional fragility, weak union articulation, and dependence on external technical support emerged as the most prominent, highlighting the central role of external and relational factors in shaping OHS practices in MSEs. Simultaneously, internal organizational constraints, such as financial resource limitations, low managerial prioritization of OHS, and limited worker involvement, reinforce the persistence of reactive rather than preventive approaches. These findings underscore that OHS challenges in MSEs are not solely a matter of managerial choice but are deeply embedded in broader structural and institutional conditions..

| مقالات مرتبط با این موضوع |
|
مقالات 2027 مدیریت ایمنی و بهداشت کار مقالات 2027 مدیریت صنعتی و مهندسی صنایع مقالات 2027 مدیریت منابع انسانی |
پارس پروژه پرتال خدمات دانشگاهی


