بررسی زمینه ها و آثار استقرار مدیریت مشارکتی در شرکت مدیریت تولید برق

این فایل موجود نیست فهرست مطالب صرفا جهت معرفی ارائه گردیده است

فهرست مطالب

فصل اول (معرفی پژوهش)
1-  تبیین موضوع تحقیق 2
2-  اهمیت موضوع تحقیق 3
3-  اهداف تحقیق  5
4-  انگیزه انتخاب موضوع تحقیق 6
5-  قلمرو تحقیق  7
6-  سئوالات تحقیق  8
7-  چهارچوب نظری تحقیق 9
8-  محدودیتهای تحقیق  10
9-  تعاریف عملیاتی  11

فصل دوم  :  ادبیات تحقیق
بخش اول :
1-  نظام مدیریت مشارکتی در ایران  13
2-  نظام مدیریت مشارکتی از دیدگاه تعالیم اسلام  21
3-  نظام مدیریت مشارکتی از دیدگاه سیاسی و قانون اساسی 25

بخش دوم :
1-  شیوه و سبکهای مدیریت  –  مدیریت مشارکتی  29
2-  معنا و مفهوم مشارکت و مدیریت مشارکتی  33
3-  مروری بر نظریات مدیریت مشارکتی  35
4-  اهداف به کارگیری مدیریت مشارکتی  44
5-  شکلهای گوناگون اجرای مدیریت مشارکتی 47
6-  ضرورت به کارگیری نظام مدیریت مشارکتی  51
7-  منافع و مزایای به کارگیری مدیریت مشارکتی  54
8-   موانع و مشکلات به کارگیری مدیریت مشارکتی 58
9-  زمینه های مؤثر در استقرار مدیریت مشارکتی و اثر بخش 64

بخش سـوم :
1- پژوهشها و تحقیقات انجام گرفته 71
2- نتیجه گیری فصل 2 74

فصل سوم  :  روش تحقیق
1-  مقدمــه 76
2-  مدل تحلیلی 76
3-  نوع تحقیق 77
4-  جامعه آماری 78
5-  روش جمع آوری اطلاعات 78
6-  شیوه امتیاز دهی 80
7-  دامنه تغییرات 80
8-  روش آمـاری80
9-  خلاصــه 82

فصـل چهارم :  تجزیه و تحلیل یافته ها
1-  مقدمـه85
2-  توزیع درصد پاسخگویان بر حسب مدرک تحصیلی 86
3-  توزیع درصد پاسخگویان بر حسب سابقه کار 87
4-  توزیع فراوانی سئوالات فرضیه ها 88
5-  آزمون فرضیه ها  96
6-  آزمون تی هتلینگ  102
7-  توزیع فراوانی مطلق و درصدی اظهار نظر در مورد سئوالات بصورت جداگانه 104
8-  خلاصه فصـل130

فصل پنجم :
1-  مقدمه  132
2-  تبیین موضوع  132
3-  مروری بر نوشته ها 133
4-  نتیجه گیری  … 137
5-  پیشنهـادات142
فهرست منابع

چکیده  :
نظام مدیریت مشارکتی که در این تحقیق مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته از جمله شیوه های رهبری و مدیریت جدید سازمانهاست و بر این منطق استوار است که افراد در تصمیم سازی و تصمیم گیریهایی که بر سرنوشت آنان اثر می گذارد مشارکت کنند ، در کارهای خود از آزادی عمل بیشتری برخوردار باشد و بر زندگی کاری خود کنترلهائی اعمال نمایند.
با ایجاد فضای مشارکت افراد با انگیزه می گردند ، زیرا کارکنان احساس می کنند مورد پذیرش بیشتر شرکت هستند و در کارهای آن درگیرند از این راه احساس احترام به خود ، خشنودی شغلی و همکاری با مدیریت می توانند بهبود یابد. پی آمدهای مشارکت اغلب در کاهش تعارض و فشار عصبی در کار ، تعهد و دلبستگی بیشتر به هدفها و پذیرش بهتر دگرگونیها پدیدار می شود ، مدیریت مشارکتی فرصتی فراهم می آورد تا همه کارکنان خود را  در مسئولیت ، خطرپذیری و کامیابی سهیم بدانند و این طریقی است که پنجره ای به سوی درمان دردهای مزمن سازمانی از قبیل بی انگیزشی کارکنان ، ناخشنودی از شغل ، مقاومت کارکنان در برابر تصمیمات ، افزایش هزینه ها و همینطور عدم مسئولیت کارکنان گشوده می شود.
این تحقیق تلاش دارد به موضوع مدیریت مشارکتی و زمینه های استقرار آن در شرکت مدیریت تولید برق شهید محمد منتظری بپردازد که البته توفیقاتی هم بدست آمده است . که بدین منظور با مطالعه دقیق ادبیات تحقیق که شامل کتابها ، مقالات و مجلات که در این باره به رشته تحریر در آمده بودند به بنیانهای اساسی مفهوم مدیریت مشارکتی و اثرات و موانعی که در مسیر استقرار آن وجود دارد آگاهی حاصل گردیده است . اهدافی که این تحقیق به دنبال آن است عبارتند از :
1- آیا زمینه اجرای مدیریت مشارکتی از جنبه های مختلف در شرکت مدیریت تولید برق شهید محمد منتظری فراهم است ؟
2- آیا اجرای مدیریت مشارکتی تاثیر مثبت ( انگیزش – رضایت شغلی –  کاهش مقاومت در برابر تصمیمات –  مسئولیت پذیری –  کاهش هزینه ها ) کارکنان  دارد ؟
این تحقیق به بررسی آثار و نتایج بکارگیری نظام مدیریت مشارکتی در شرکت مدیریت تولید برق شهید محمد منتظری می پردازد که در این راستا تلاش گردیده است تاثیر مدیریت مشارکتی بر انگیزش ،‌ کاهش مقاومت کارکنان در برابر تصمیمات ، مسئولیت پذیری و کاهش هزینه ها مورد بررسی قرار گیرد و مشخص شود که آیا به کارگیری مدیریت مشارکتی دارای جنبه های مثبتی بر روی مفاهیم فوق دارد یا خیر ؟
با مروری بر ادبیات تحقیق و پژوهشها و تحقیقات مختلفی که در این باره انجام گرفته بود زمینه تدوین فرضیات تحقیق فراهم آمد و پس از آن جهت بررسی فرضیات تحقیق و اینکه آیا مدیریت مشارکتی دارای جنبه های مثبت بر روی انگیزش کارکنان رضایت شغلی ، کاهش مقاومت در برابر تصمیمات ، مسئولیت پذیری ، کاهش هزینه ها می باشد اقدام به تهیه پرسشنامه گردید که اطلاعات بدست آمده از آن مورد تجزیه و تحلیل آماری نیز قرار گرفت و همگی نشان دهنده صحت فرضیات می باشد بنابراین یافته های تحقیق عبارتند از :
1- مدیریت مشارکتی موجب افزایش انگیزش کارکنان می گردد.
2- مدیریت مشارکتی موجب افزایش رضایت شغلی کارکنان می گردد.
3- مدیریت مشارکتی موجب افزایش مقاومت در برابر تصمیمات سازمانی می گردد.
4- مدیریت مشارکتی موجب افزایش مسئولیت پذیری کارکنان می گردد.
5- مدیریت مشارکتی موجب کاهش هزینه های می گردد.
6- زمینه اجرای مدیریت مشارکتی در شرکت مدیریت تولید برق شهید محمد منتظری فراهم است.
یافته های فوق بیانگر آن است که اجرای نظام مدیریت مشارکتی در شرکت مدیریت تولید برق شهید محمد منتظری دارای جنبه های مثبتی بر روی انگیزش کارکنان ، رضایت شغلی ، کاهش مقاومت در برابر تصمیمات ،  مسئولیت پذیری و کاهش هزینه های می باشد.
البته باید این مطلب را مورد توجه قرار داد  که برای استقرار در اجرای اصولی و سازنده مدیریت مشارکتی در شرکت مدیریت تولید برق شهید محمد منتظری به گونه ای که نتایج کامیاب آن راهگشای برخی از مشکلات سازمانی نیز باشد لازم است تمام عناصر تشکیل دهنده شرکت عزم واقعی خود را جهت همراهی کاروان نظام مدیریت مشارکتی جزم نمایند. و اعتقاد عملی به گفته ها و نوشته ها پیدا کنند . و بستر سازی و کار فرهنگی جهت ایجاد اعتقاد عملی به مشارکت اساسی ترین اقدامی است که نیاز است انجام شود . چونکه مدیریت مشارکتی را باید با آگاهی نسبت به آن شروع نمود تا زمینه باور و التزام عملی فردی و اجتماعی آن فراهم گردد.

تبيين موضوع تحقيق :

     موضوع تحقيق بررسي زمينه ها و آثار استقرار نظام مديريت مشاركتي در شركت مديريت توليد برق شهيد محمد منتظري ميباشد. و به عبارت ديگر چگونه ميتوان مديريت مشاركتي را در شركت مديريت توليد برق شهيد محمد منتظري پياده نمود و براي انجام آن چه شرايطي لازم است و چه بايدها و نبايدها نياز است انجام گيرد و آيا ميتوان نظام مديريت مشاركتي را در شركت مديريت توليد برق شهيد محمد منتظري با توجه به ويژگيهائي كه دارد پياده نمود. و قبل از بررسي    زمينه ها و آماده بودن بستر فرهنگي آيا به نتايج خوبي خواهد رسيد . به همين دليل بايد به صورت منطقي و آگاهانه و با تكيه بر مباني نظري و به صورت همه جانبه با آن برخورد كرد. چونكه انتقال از نظام غير مشاركتي و كارآمد ساختن نظام مديريت مشاركتي پس از آغاز عملي سهل و آسان نخواهد بود ، و نظام مديريت مشاركتي در واقع يك تحول بنيادي در سازمانها     مي باشد . مديريت مشاركتي با هدف كاهش ميزان سرپرستي و نظارت بر كاركنان مي كوشد تا كاركنان خود ، به بالا بردن ميزان بهره وري دلسوزي نشان دهند و دلبستگي خود را به هدفهاي گروه و سازمان بيفزايند و در نهايت به احساس ما در برابر من و ايشان دست يابند و به        پديد آمدن فضاي سازماني مطلوب و دلپذير ياري دهند .

بررسي هاي روانشناختي نشان داده است كه بين  نو آفريني و خلاقيت كاركنان با مشاركت آنان در تصميم گيري و فرصت بيان انديشه ها رابطه بسيار قوي و مثبت وجود دارد.}پيك برق شماره 308{

     مشاركت يعني دخالت داوطلبانه افراد در اموري كه مربوط به آنهاست و تمايل و توانايي و اظهار نظر انتخاب و انتقاد در قبال آن امور را دارا باشند . مشاركت يك درگيري ذهني – عاطفي اشخاص در موقعيتهاي گروهي است كه آنان را بر مي انگيزد تا براي دستيابي به هدفهاي گروهي ياري دهند. و در مسئوليت كار شريك شوند ، براي مديريت مشاركتي نمي توان تعريفي جامع و كامل ارائه داد كه در تمام سازمانها و كشورها و ملل با اوضاع مختلف فرهنگي ، اجتماعي و سياسي نژادي و ….. قابل اجرا باشد , چونكه مديريت مشاركتي روشي است كه با خصوصيات و روحيات افراد سرو كار داشته و از اين رو براي اجراي آن در هر كشور و جامعه اي بايد انعطافهايي در آن داده و با خصوصيات آن جامعه منطبق كرد ولي بطور كلي مديريت مشاركتي را بدين گونه ميتوان تعريف كرد :

     مديريت مشاركتي عبارت است از مجموعه گردش كار و عملياتي كه تمام كاركنان و زيردستان يك سازمان را در روند تصميم سازي و تصميم گيريهاي مربوط به آن سازمان دخالت مي دهد و شريك مي سازد . تأكيد اصلي بر اين نوع مديريت بر همكاري و مشاركت علاقه مندانه و داوطلبانه عموم افراد است و مي خواهد از ايده ها، نظريات و ابتكارات آنها در حل مشكلات و مسائل سازماني استفاده كند لذا اساس فرآيند اين مديريت بر مبناي تقسيم اختيارات , بين مديريت و كاركنان استوار است . در اين ميان بايد تأكيد داشت كه مشاركت بايستي از هر دو طرف ( هم مديريت و هم كاركنان ) به صورت واقعي و قابل باور و نه تصنعي و ظاهري انجام گيرد , به بيان ديگر مديران بايد اعتقاد داشته باشند كه زيردستان مي توانند در كارها و تصميم گيريها دخالت كنند و مفيد باشند و زيردستان هم بايد مطمئن و معتقد باشند كه دخالت آنها و نظرات و           راه حلهائي كه ارائه مي دهند از سوي مديريت واقعاً محترم شمرده و در صورت تأييد به اجرا در مي آيد .} پرويز سعيدي ، ساتفا ، شماره 24 {

اهميت موضوع :

     نگاهي به تحولات علم مديريت در سي ساله اخير ما را متوجه تكاپوي جدي انديشمندان و صاحبنظران علم مديريت براي پيدا كردن راه حلهاي مناسب مي سازد.

ظهور انواع نظريه ها و فنون مديريت جديد مثل مديريت مشاركتي ، كايزن ، مهندسي مجدد فرآيند ، سازمانهاي مجازي و بسياري ديگر نشان دهنده تلاش اين انديشمندان براي سبك و روشي جديد است كه بتواند عنوان ابزار دست مديران، دنياي پيچيده اي را كه سازمانهاي آنها را در ميان گرفته است اداره كند . خوشبختانه مديريت مشاركتي موجودي كه نطفه آن در دهه 50 در ژاپن بسته شد اكنون به عنوان يكي از بهترين روش مديريتي شناخته شده و قابليت هاي خود را به ظهور رسانيده است .

     در دنياي امروز حركت به سمت و سوي مشاركت يك واقعيت انكار ناپذير گرديده است و راهي پويا و ارزنده براي شركت دادن كاركنان در اداره يك سازمان است و بدينوسيله حركتهاي تازه و نو را سر و سامان مي دهند و از خلاقيت و ابتكارات كاركنان به نحو مطلوب استفاده      مي گردد . و مشاركت به عنوان حسن همدلي و تلاش براي بهتر شدن است . در واقعه فلسفه نظام مديريت مشاركتي بر اين پايه استوار است كه مديريت براي اثربخشي سازمان از منابع زير استفاده مي كند :

الف : بازوي كاركنان : قدرت بدني و تلاش بدني

ب : قلب كاركنان : رضايت ، وفاداري و تعهد

ج : فكر كاركنان : انديشه و قدرت ابتكار } پيام مديريت ، شماره 14 ، تير 77 {

     بنابراين نيروي انساني و اهميت آن در سازمان حقيقتي است كه از نظر هيچ كس پوشيده نيست نقش جايگاه اين منبع و توانمنديهاي بي نظير او حيات و دوام سازمانها در گرو جلب رضايت و توجه افزونتر به خود نهاده است .

     يكي از نخستين وظايف مديران كشف راهكارهاي لازم جهت بكارگيري نيروي انساني مي باشد , بگونه اي كه عملكرد آنها به بالاترين سطح ممكن برسد بدين معني كه بيشتر تلاش كنند , بطور منظم در محل كار حاضر شوند و براي تحقق اثربخش هدفها و تصميم هاي سازماني كوشش كنند.

و چگونه ميتوان استعدادها و ظرفيتهاي بالا و بالقوه نهفته انساني را شناسائي و آنها را در جهت حداكثر كارآيي كيفيت و بهره وري از منابع موجود بكار گرفت. يكي از راهكارهاي مشاركت كاركنان در عرصه مديريت است كه در سالهاي اخير در جوامع توسعه يافته مورد توجه جدي بوده است .

     و در اين تحقيق سعي ميشود كه اين مهم در شركت مديريت توليد برق شهيد محمد منتظري مورد بررسي قرار گيرد .

     آنچه لازم است مورد توجه قرار گيرد آن است كه چگونه ميتوان عامل نيروي انساني را در جهتي هدايت و رهبري نمود كه حداكثر فعاليت و كارائي و بهره وري و رضايت در فعاليتهاي سازماني حاصل آيد و زندگي كاري پر نشاط و شاداب گردد و در ابعاد مختلف آنچه در سالهاي اخير حاصل گرديده و انديشمندان تحت عنوان توسعه مطرح مي نمايند تأكيد بر اين نكته دارند كه موضوع مشاركت به عنوان يكي از عناصر اساسي و قطعي در تمامي ابعاد اقتصادي ، اجتماعي ، فرهنگي ، سياسي توسعه است . و به عبارت ديگر توسعه در مفهوم عميق و كلان آن بر محوريت عامل نيروي انساني قرار دارد .

     مشاركت با توجه به اينكه به جنبه هاي معنوي و بالندگي و رشد شخصيت انسان تأكيد مي كند و به ارزشهاي والاي شكوفا كردن و تأمين نيازهاي فرا مرتبه اي وي نظر دارد. محصول چنين ديدگاهي باعث افزايش اعتماد كاركنان به يكديگر, رسيدن به جايگاه انسان مداري و خود كنترلي كه يكي از مهمترين اهداف رهبري است خواهد بود . با عنايت به مطالب ارائه شده مشاركت بر سه ارزش بنيادي تأكيد دارد كه بصورت خلاصه عبارتند از :

الف : سهيم كردن كاركنان در قدرت و اختيار

ب : اجازه دادن به كاركنان براي نظارت بر سرنوشت خويش

ج : باز گشودن فرصتهاي پيشرفت به روي كاركنان بويژه سطوح پائين سازمان

با توجه به ارزشهاي اشاره شده مشاركت مي كوشد كه :        

1- شنيدن صداي ديگران را آسان سازد .

2- احساس مالكيت فراهم آورد .

3- حاشيه نشيني و بيگانگي با سازمان را از ميان بردارد .

4- ناتوان را نيرومند سازد .

5- فرهنگ سكوت را درهم شكسته و اعتماد و اطمينان و آزادي بيان و انديشه را فراهم سازد . (پيك برق ، شماره 308)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.