کد محصول:M460
قیمت فایل ترجمه شده: 14000 تومان
تعداد صفحه انگلیسی:14
سال نشر: 2014
تعداد صفحه ترجمه فارسی: 38 صفحه word
عنوان فارسی:
مقاله ترجمه شده نقش شکلهای جدید سازمان کار در توسعه استراتژی های پایداری در عملیات
عنوان انگلیسی:
The role of New Forms of Work Organization in developing sustainability strategies in operations
چکیده فارسی:
این مقاله قصد دارد به مطالعه این موضوع بپردازد که آیا مدیریت منابع انسانی و فعالیتهای سازمانی مرتبط با اشکال جدید سازمان کار (NFWO) (مانند کار تیمی، آموزش، و مشارکت کارکنان) باید برای دست یافتن به عملکرد محیطی بالاتر و پایداری اجتماعی بالاتر، اجرا شوند یا خیر. این ارتباط بالقوه با استفاده از پایگاه داده 2009 از تحقیق روی استراتژی تولید بین المللی که شامل داده های در زمینه صنعت مونتاژ بود، تحلیل شد. چندین مدل رگرسیون سلسله مراتبی برای مطالعه اثر مستقیم فعالیت های قابل ملاحظه روی عملکرد پایدار و تعاملاتشان با برنامه های کاربردی پایداری، استفاده شد. نتایج نشان داد که برخی از فعالیت های مرتبط با NFWO با عملکرد پایدار، ارتباط داشته اند. بویژه، آموزش یک اثر مستقیم و مثبت روی عملکرد پایدار اجتماعی و محیطی دارد و یک تعامل مثبت را بین برنامه های کاربردی پایداری اجتماعی و عملکرد پدید می آورد. باضافه اینکه، مشارکت کارکنان و انگیزه ها یک اثر مستقیم و مثبت روی عملکرد پایدار اجتماعی دارند. نهایتا، کار تیمی یک فعالیت مرتبط برای اجرای موفق برنامه های کاربردی پایداری محیطی است.
این مقاله به گسترش تجربی دانش در زمینه نقش فعالیت های سازمانی و درک دستیابی محیطی و پایداری اجتماعی در سطح سازمانی کمک می کند. بعلاوه، ما پیچیدگی این روابط را در ابعاد پایداری مختلف برجسته کرده و نیاز به مطالعات کمی بیشتر را در حیطه این موضوع نشان میدهیم.
1. مقدمه
پایداری در حال تبدیل به یک ضرورت تجاری کلیدی است. یک تعداد زیاد از شرکتها اهمیت توجه به آینده افراد و زمین را برای موفقیت های بلندمدتشان درک کرده اند (هی و همکاران، 2005؛ کلیندورفر و همکاران، 2005). با در نظر داشتن اثر صنعت تولید روی سه “رکن پایداری” (یعنی سود، افراد، و زمین) (الکینگتون، 1994)، مدیریت عملیات (OM) صنعت را با فرصتهای جدید جهت مشارکت بیشتر برای پایداری روبرو می کند.
ادبیات مدیریت تولید ابتدا روی پذیرش برنامه های کاربردی پایداری محیطی تمرکز می کند، مثلا استانداردهای مدیریت محیط (ایزو 14001 و مشابه آن)، که همراه با برنامه های خاصی جهت کاهش آلودگی و مصرف همراه است. اخیرا، ابتکارات اجتماعی خاصی از قبیل برنامه های بهبود کارکنان یا فعالیتهای بشردوستانه، نستبا در شرکتها معمولی شده اند. علیرغم رشد ادبیات در زمینه مفهوم سبز و مدیریت زنجیره تامین پایدار، که اصلی جهت زمینه تحقیق در مدیریت عملیات است، ما تصمیم گرفتیم که روی توسعه اثربخش پایداری در عملیات های داخلی و روی فعالیت های مرتبط در ادبیات تمرکز کنیم.
شرکتها پایداری را از طریق طیفی از فعالیتها که اغلب برای دستیابی به عملکرد پایدار اجباری، کافی نیست دنبال می کنند (آراگون- کوریا و شارما، 2003؛ مورمن و وورلی، 2010). راهنمایی هایی در زمینه اینکه چگونه سیستم عملیات های داخلی را طراحی کنیم در حالیکه توجه به سه رکن اصلی هنوز هم محدود است (کلندورفر و همکاران، 2005؛ واگ و همکاران، 2005؛ هاچینز و سادرلند، 2008؛ جابور و همکاران، 2010a).
بعلاوه، یک تحقیق اخیر که بوسیله اکسنتور (2010) در زمینه CEO هایی که اصول جهانی ایالات متحده را شامل می شوند آشکار کرد که حتی اگر شرکتها برنامه ها و فعالیتهایی را برای پایداری داشته باشند، تعداد کمی از آنها همه تغییرات را در طراحی سازمان و مدیریت که جهت دستیابی به اهدافشان نیاز است، اعمال می کنند. بعلاوه، همانطور که بوسیله جابور و همکاران (2008) بیان شده در مطالعه آنها در شرکتهای برزیلی، متخصصین مسئول مدیریت منابع انسانی و طراحی سازمانی، دانش قابل توجهی را از چگونگی پشتیبانی جهت دستیابی به پایداری ندارند. بنابراین، شرکتها نیاز دارند که بفهمند چگونه ساختار سازمانی و فعالیتها باید طراحی شوند تا توانایی ها را توسعه داده و دانش، مهارت و گرایش ها را جهت دستیابی موثر به پایداری مهیا کنند (اکسنتور، 2010؛ جابور و همکاران، 2010a، مورمن و وورلی، 2010).
تعدادی از مولفین گفته اند که مدیریت منابع انسانی (HRM) و فعالیتهای سازمانی ممکن است یک نقش مرتبط را در حرکت شرکتها به این جهت بازی کنند (آنجل و کلاسن، 1999؛ دیلی و هوانگ، 2001؛ گووینداراجولو و دیلی، 2004؛ بادریو و رامستاد، 2005؛ برتلی و برنلی، 2008؛ جابور و سانتوس، 2008؛ دیلی و همکاران، 2010؛ جابور و همکاران، 2010). اختیاردهی به کارکنان، مشارکت، آموزش و توسعه دانش، یادگیری سازمانی را تسریع کرده و یک مفهوم موثر را جهت توسعه توانایی های پویا فراهم می کند (تیس، 2007؛ رایت و همکاران، 2001) که جهت پذیرش و سازگاری با پایداری ای که مدام در حال تغییر است در سازمان مورد نیاز است (مورمن و وورلی، 2010).
Abstract
This paper aims to study whether Human Resource Management and the organizational practices related to New Forms of Work Organization (NFWO) (e.g., teamwork, training, and employee involvement) should be implemented to attain higher environmental and social sustainability performance. This potential connection is analyzed using the International Manufacturing Strategy Survey 2009 database containing data on the assembly industry. Several hierarchical regression models are used to study the direct impact of the considered practices on sustainability performance and their interactions with sustainability action programs. The results show that some of the practices related to NFWO are linked to sustainability performance. In particular, training has a direct positive effect on environmental and social sustainability performance and creates a positive interaction between social sustainability action programs and performance. Additionally, employee involvement and incentives have a direct positive impact on social sustainability performance. Finally, teamwork is a relevant practice for the successful implementation of environmental sustainability action programs.
This paper contributes by empirically extending the knowledge on the role of organizational practices and the understanding of environmental and social sustainability achievement at the operational level. Moreover, we highlight the complexity of these relationships within different sustainability dimensions, showing the need for more qualitative studies about this topic.
پارس پروژه پرتال خدمات دانشگاهی

