خود پنداره تحصیلی-مبانی و چارچوب نظری، پیشینه تحقیق داخلی و خارجی

کد محصول: PSR70

تعداد صفحات :   ۲۵   صفحه

فرمت فایل WORD

قیمت:     ۸۰۰۰   تومان

دانلود فایل بلافاصله بعد از خرید

مبانی و چارچوب نظری، پیشینه تحقیق داخلی و خارجی در مورد خود پنداره تحصیلی 

فهرست مطالب

خود پنداره     ۱

۲-۱۴نقش اسناد در خود پنداره تحصیلی     ۴

۲-۱۵خودپنداره تحصیلی      ۸

پیشینه تحقیق ارتباط خودپنداره تحصیلی با پیشرفت تحصیلی :‌     ۱۳

چهار چوب نظری :     ۲۲

مدل نظری     ۲۴

منابع   ۲۵

بخشی از پروژه

خود پنداره

متمایز ساختن «خود» از «دیگری»، ادراک یا شناخت خود است. (محسنی، ۱۳۷۵، ص۱۷). ادراک از خود، یک مفهوم شناختی- اجتماعی است که با زمینه‌های شناختی- اجتماعی ارتباط بیشتری دارد تا با زمینه‌ی شناخت دنیای فیزیکی. به موازات رشد اجتماعی و دریافت هنجارهای رفتاری «خود» را از دیگران، از خلال پایه‌گذاری فردیت خود مجزا سازد. کودکان به تدریج و با افزایش سن، به ویژگی‌های خصوصی و شخصی، هویت خود را ادراک می‌کنند. کیفیت شکل‌گیری ادراک از «خود» تا حدود زیادی به چگونگی روابط و تبادل اجتماعی کودک با دیگران بستگی دارد و در خلال تجارب کودک با مراقبان اولیه، طرز برخورد و رفتار والدین و باز خوردهای محیطی، باعث شکل‌گیری باورها و نگرش‌های فرد می‌شود، البته کلیه عوامل خارجی تاثیرگذار، جزء از طریق خود فرد، نمی‌تواند بر آن دست یابد (محسنی، ۱۳۷۵).

خودپنداره ، یک از صفات ویژه‌ی انسان‌هاست که از اوایل کودکی آغاز می‌شود و در طول زندگی هم چنان ادامه دارد. هر فرد، شناخت و ادراک خاصی از خود دارد که دیگران از آن بی‌اطلاع‌اند. افکار و نگرش‌های مربوط به «خود» فرد، یک نظام مفهومی را می‌سازد که می‌توان آن را خودپنداره نامید (محسنی، ۱۳۷۵، ص۱۸). این نظام فکری و شخصیتی دربرگیرنده‌ی کلیه‌ی ملاحظات فرد درباره خود و صفات جسمی و روحی، قابلیت‌ها و توانایی‌ها، استعدادها، نوع باورها و ارزش‌های فلسفی اخلاقی، سیاسی، مذهبی و دیگر ویژگی‌های اجتماعی- روانی است که او را از «دیگر» افراد متمایز می‌سازد. به علاوه بر این، عوامل دیگری مانند خاطرات گذشته، موفقیت‌ها و شکست‌های پیشین، باورها، علایق و نوع ارتباط فرد با دیگران، باعث ادراک فرد از خود و زمینه‌ی لازم جهت خود ارزشیابی به وجود می‌آورد. که این ارزشیابی، مبنای حرمت خود، احساس گناه، شرمساری و هویت شخصی فرد را تعیین می‌کند (محسنی، ۱۳۷۵). با تمام این تعابیر و تفاسیر، فرد است که ادراک نهایی نسبت به خود انجام می‌دهد و جایگاه خود را در تبیین افراد دیگر پیدا می‌کند. خود پنداره به عنوان قضاوت کلی فرد و ارزش‌گذاری در مورد خودش تعریف شده است.

(هارتر ، ۱۹۷۵). در جایی دیگر، به فرایند آگاه شدن هر فرد از ویژگی‌های شخصیتی‌اش، نوع روابط با دیگران، نظرش نسبت به حوادث و وقایع، ظرفیت‌ها و توانایی‌های او اشاره شده است

خود پنداره هر فردی به تدریج از طریق بازخورد از سوی افراد مهم، بویژه والدین، شکل می‌گیرد (روزنبرگ ، ۱۹۶۵ ترجمه حسین پور،۱۳۸۹). خود پنداره به عنوان یک سازه‌ی چند بعدی، تعریف شده است که دارای ابعاد خاصی از جمله اعتماد به نفس، احساس استقلال، توانش تحصیلی و اخلاقی می‌باشد.

به طور کلی، مفهوم خودپنداره ، یک سازه‌ی چند بعدی است که با مفاهیم خودپنداره‌ی تحصیلی، اجتماعی و بدنی مرتبط است

مفهوم خود پنداره ؛ مفاهیم خاص دیگری مانند توانایی کلی، ارزش تکالیف، عملکرد، سطح دشواری تکالیف، ارزشیابی از توانایی خود، فعالیت‌های تحصیلی مانند ریاضی، زبان انگلیسی، علوم و غیره ارتباط دارد (الکس، مارش، هاتی و برن هلت، ۲۰۰۰ به نقل از برن هلت، ۲۰۰۳ ترجمه حسین پور،۱۳۸۹) هر کس قادر است به افکار و احساسات خود بیندیشد و می‌تواند از خصوصیات و توانایی‌های خود آگاه شود؛ و از خود درکی حاصل کند با شکل‌گیری ازن نگرش‌ها، ممکن است هر فردی برای خود، ارزشی منفی یا مثبت قایل شود و این گونه به استنباط از توانایی‌های خود بپردازد.

ادراک در روان شناسی امروزی، به معنای فرایند ذهنی یا روانی است که گزینش و سازماندهی اطلاعات حسی و نهایتاً‌معنابخشی آنها را به گونه‌ای فعال به عهده دارد (ایروانی و خداپناهی، ۱۳۷۹). در ادراک تجارب، انتظارات حالات انگیزشی، شناختی، عاطفی و بافتی که در آن رفتار رخ می‌دهد تاثیر دارند.

خودپنداره می‌تواند، نمودی از انگیزش‌های فردی و نظام ارزشی حاکم بر دیدگاه فرد از خودش باشد که متاثر از عوامل چندی از جمله، نوع برخورد و رفتار والدین، بازخورد ناشی از اعمال و رفتار فرد، و پیامدهایی که این اعمال و رفتار برای شخص دارد، توصیف شود (روحانی، ۱۳۵۱، به نقل از یعقوب خانی غیاثوند، ۱۳۷۲).

خود پنداره از ادراکات فرد از خود است، که از طریق تجربه، تعامل با دیگران و اسنادهای رفتاری مربوط به خودش، حاصل می‌شود

یکی از عوامل که موجب خودپنداره مثبت در نوجوانان می‌شود، احساس خوبی است که در مورد خود کسب می‌کند، فلاسفه‌ی فطری‌نگر از جمله دکارت  (۱۶۴۰) و کانت  (۱۷۸۱) معتقد بودند که شیوه‌ی ادراک هر فرد، چیزی است که با آن به دنیا آمده است (مید، ۱۹۶۵). تجربه‌گرایانی چون برکلی  (۱۷۰۹) و لاک  (۱۶۹۰)، مدعی بودند که افراد، شیوه‌ی ادراک را با تجربه‌ی اشیاء دنیای پیرامون خود یاد می‌گیرند (مید، ۱۹۶۵). اما روان‌شناسان امروزی، به تلفیقی از این دو معتقدند مارش و شاولسون (۱۹۸۵) معتقدند که افکار و ادراکات مربوط به «خود» از طریق تجربه و تعامل با محیط، پی‌ریزی شده و در ذهن خود شکل می‌گیرند (مارش و هاربرت، ۱۹۹۰ ترجمه حسین پور، ۱۳۸۹).

خود، در آغاز به وسیله ترکیبی از ارتباطات اولیه شکل می‌گیرد؛ که نوع این ساختار در رشد و شکل‌دهی شخصیت افراد، اهمیت بسزایی دارد. از آنجایی که خانواده مهمترین بافت سازنده و شکل‌دهنده‌ی خودپنداری و خود ادراکی کودکان و نوجوانان است بسیاری از ارزش‌ها، اعتقادات و معیارهای رفتاری را تحت تاثیر قرار می‌دهد. در صورتی که این روابط بر پایه‌ی اعتماد، محبت و احترام متقابل باشند، باعث ایجاد تصویری مثبت از خود می‌گردد و هنگامی که نوع روابط حاکم بر خانواده، استبدادی و خالی از عاطفه باشد، ممکن است نوع نگرش منفی در فرد نسبت به خود ایجاد کند.

یکی از راه‌‌های ایجاد خودپنداره  مثبت، احترام به فرزندان و توجه به شخصیت آن‌هاست. به نقل از فرزندانی که در خانواده، به طور شایسته از سوی والدین، مورد احترام و ارزش قرار نگیرند به علت عدم توجه به حقوق و نظرات دیگران، ممکن است متقابلاً مورد بی‌احترامی قرار گیرند و این باعث صدمه رسیدن به شخصیت آنان و ایجاد خود ادراکی منفی در آنان شود برامل ، ۱۹۷۷ واتکینز ، ۱۹۸۸ ترجمه حسین پور،۱۳۸۹).